اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder) یا BPD یکی از پیچیدهترین اختلالات شخصیت است که با الگوی پایدار بیثباتی هیجانی، روابط بینفردی ناپایدار، تصویر خود متغیر و رفتارهای تکانشی شناخته میشود. در هسته این الگو، مشکل اساسی در تنظیم هیجان قرار دارد؛ بهگونهای که فرد هیجانات را بسیار شدید، سریع و اغلب غیرقابلکنترل تجربه میکند. این بیثباتی هیجانی میتواند به طغیانهای خشم، نوسانات شدید خلق، احساس پوچی و اضطراب مزمن و رفتارهای خودآسیبرسان منجر شود. به همین دلیل یکی از مهمترین هدفها در درمان شخصیت مرزی توجه به تنظیم هیجان و آموزش مهارت تنظیم هیجان در این افراد است.
در این مقاله با رویکردی علمی و کاربردی، به بررسی دلایل مشکلات تنظیم هیجان در افراد مبتلا به BPD و مهمترین تکنیکهایی که در رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) برای تنظیم هیجان استفاده میشود، پرداخته شده است.
تنظیم هیجان چیست و چرا اهمیت دارد؟
تنظیم هیجان مجموعهای نسبتاً پیچیده از شیوههایی است که فرد از طریق آنها با تجربههای هیجانی خود ارتباط برقرار میکند و به آنها واکنش نشان میدهد. این توانایی شامل موارد زیر است:
- رفتار متناسب و سازگارانه در شرایط پریشانی هیجانی
- شناسایی، درک و پذیرش تجربههای هیجانی
- استفاده از راهبردهای سالم برای مدیریت هیجانهای ناخوشایند
افرادی که مهارتهای تنظیم هیجان دارند، میتوانند در زمان فشار یا آشفتگی هیجانی، ذهن خود را کنترل کرده و از انجام رفتارهای تکانشی (impulsive) و لحظهای مانند بهخود آسیبزدن، رفتارهای پرخطر یا پرخاشگری فیزیکی دوری، کنند.
مشکلات هیجانی در اختلال شخصیت مرزی (BPD)
در اختلال شخصیت مرزی، مسئله اصلی صرفاً شدت هیجانها نیست، بلکه ناتوانی در مدیریت، تعدیل و یکپارچهسازی تجربههای هیجانی است. این دشواری در تنظیم هیجان باعث میشود فرد در مواجهه با موقعیتهای روزمره، واکنشهایی فراتر از ظرفیت روانشناختی خود نشان دهد؛ واکنشهایی که بهتدریج میتوانند زمینهساز اضطراب، افسردگی، بیثباتی روابط بینفردی و افت عملکرد شغلی یا تحصیلی شوند.
در چنین شرایطی، برخی افراد مبتلا به BPD برای کاهش یا فرار از فشار هیجانی شدید، به راهبردهای ناکارآمدی متوسل میشوند که اگرچه ممکن است بهطور موقت از شدت هیجان بکاهند، اما در بلندمدت به تداوم و تشدید مشکلات هیجانی و مشکلات بینفردی منجر میشوند. برخی از راهبردهای ناکارآمد برای کنترل تجربههای هیجانی در افراد با شخصیت مرزی عبارتند از:
– نوسانات سریع خلق و تحریکپذیری: افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مدیریت خلق و بیان هیجانها با مشکل مواجهاند که این موضوع میتواند به اضطراب و تحریکپذیری منجر شود. نوسانات خلقی در این افراد هم شدید و هم سریع است. این نوسانات معمولاً ناشی از حساسیت هیجانی بالای فرد است.
– دشواری در کنترل خشم: همراه با نوسانات شدید خلق، خشم شدید نیز ــ گاه بهظاهر بدون مقدمه؛ بروز میکند. حتی ناراحتیهای جزئی میتوانند در افراد مبتلا به BPD خشم شدیدی را برانگیزند که به رفتارهای مخرب یا خشونتآمیز، از جمله خودآسیبرسانی، منجر شود.
اختلال در تنظیم هیجان ارتباط نزدیکی با مشکلات کنترل خشم دارد. شدت و بیثباتی روابط نیز میتواند نقش داشته باشد؛ بهگونهای که افراد با روابط ناپایدار و آشفته، بیشتر در معرض رفتارهای پرخاشگرانه قرار میگیرند.
– احساس مزمن پوچی: افراد مبتلا به شخصیت مرزی اغلب احساس مزمن پوچی را تجربه میکنند. اگرچه منشأ دقیق این احساس کاملاً روشن نیست، اما، ممکن است با خودپنداره ناایمن مرتبط باشد. فرد ممکن است در حفظ یک حس پایدار از هویت خود مشکل داشته باشد و احساس گسست از خود و دیگران را تجربه کند. این احساس پوچی معمولاً بسیار مختلکننده است و میتواند به رفتارهای تکانشی، خودآسیبرسانی و حتی خودکشی منجر شود.
– پارانویا و ترس شدید از رهاشدگی: افراد با شخصیت بوردرلاین اغلب از تنها ماندن، طرد شدن یا رهاشدن توسط نزدیکان خود میترسند؛ ترسی که میتواند به پارانویای شدید منجر شود. این وضعیت ممکن است آنها را به رفتارهای وسواسی، جستوجوی مداوم اطمینان یا حتی دور کردن دیگران ــ برای پیشگیری از آسیبِ طردِ احتمالی؛ وادارد. متأسفانه، بسیاری از این رفتارها به بیثباتی روابط میانجامد. ناتوانی در تنظیم هیجان میتواند این مشکل را تشدید کند؛ و به تبع آن، این طغیانهای هیجانی شدید ممکن است دیگران را بیش از پیش از وی دور کرده و فرد را بطور واقعی با رهاشدگی مواجه سازد.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)
رفتاردرمانی دیالکتیکی (Dialectical Behavior Therapy) یا DBT که گاهی درمان دیالکتیک رفتاری هم خوانده میشود، توسط مارشا لینهان برای کمک به افرادی با اختلال شخصیت مرزی (BPD) طراحی شد. این درمان ترکیبی از درمان شناختی رفتاری (CBT)، مهارتهای ذهنآگاهی و رویکرد دیالکتیکی است و هدف آن کاهش بیثباتی هیجانی، کنترل رفتارهای تکانشی و بهبود روابط بینفردی است. یکی از مولفهها و ستونهای اصلی در رفتاردرمانی دیالکتیکی، آموزش مهارتهای تنظیم هیجان است؛ مهارتهایی که به افراد کمک میکند هیجانات خود را بهتر بشناسند، مدیریت کنند و به شیوهای سازگارانهتر و کارآمدتر به موقعیتها پاسخ دهند.
مشکلات تنظیم هیجان در افراد مبتلا به شخصیت مرزی چگونه ایجاد میشود؟
از دیدگاه رفتاردرمانی دیالکتیکی (BPD)، مشکل تنظیم هیجان در اختلال شخصیت مرزی نتیجه تعامل پیچیده عوامل زیستی و محیطی است، نه ضعف اراده یا ناتوانی فردی. این رویکرد تأکید میکند که بیثباتی هیجانی در BPD بهتدریج و در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد.
طبق این رویکرد رواندرمانی، بسیاری از افراد مبتلا به شخصیت مرزی از ابتدا دارای آسیبپذیری زیستی هیجانی هستند. این آسیبپذیری به معنای حساسیت بالای سیستم عصبی نسبت به محرکهای هیجانی است؛ بهطوری که هیجانها سریعتر فعال میشوند، شدت بیشتری دارند و مدتزمان بیشتری طول میکشد تا فرد به حالت تعادل هیجانی بازگردد. در نتیجه، احساسات برای این افراد بسیار قوی، فراگیر و گاه غیرقابلتحمل تجربه میشوند.
در کنار این عامل زیستی، نقش محیطهای نامعتبرساز (Invalidating Environments) بسیار تعیینکننده است. در چنین محیطهایی، احساسات فرد بهطور مکرر نادیده گرفته میشود، بیارزش تلقی میگردد یا با سرزنش و تنبیه پاسخ داده میشود. پیامهای مکرری مانند «بیشازحد حساس هستی»، «احساست اشتباه است» یا «باید خودت را کنترل کنی» باعث میشود فرد به تجربه هیجانی خود بیاعتماد شود و فرصت یادگیری راهبردهای سالم تنظیم هیجان را از دست بدهد.
ترکیب آسیبپذیری زیستی هیجانی با محیط نامعتبرساز، به شکلگیری الگویی منجر میشود که در آن فرد هیجانات شدید را تجربه میکند، اما ابزار لازم برای مدیریت آنها را در اختیار ندارد. در چنین شرایطی، هیجانهای کنترلنشده به رفتارهای تکانشی، انفجاری یا خودآسیبرسان ختم میشوند و چرخه بیثباتی هیجانی تداوم مییابد. درمان دیالکتیکی با تمرکز بر آموزش مهارتهای تنظیم هیجان، دقیقاً این چرخه آسیبزا را هدف قرار میدهد.
چرا مهارتهای تنظیم هیجان در رفتاردرمانی دیالکتیکی مورد تأکید است؟
در رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، تنظیم هیجان بهعنوان هسته اصلی مشکلات افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفته میشود. بسیاری از رفتارهای تکانشی، انفجارهای خشم یا رفتارهای خودآسیبرسان، در واقع تلاشهایی ناکارآمد برای رهایی از هیجانات شدید و غیرقابلتحمل هستند. به همین دلیل، رفتاردرمانی دیالکتیکی یا DBT بر آموزش مهارتهای تنظیم هیجان تأکید دارد تا فرد بتواند هیجانات خود را بشناسد، شدت آنها را کاهش دهد و بهجای واکنشهای تکانشی، پاسخهای سازگارانهتری انتخاب کند. شواهد پژوهشی نشان میدهند که تقویت این مهارتها به کاهش بیثباتی هیجانی و افزایش احساس کنترل درونی منجر میشود و زمینه را برای تغییر پایدار در رفتار و روابط فراهم میکند.
جایگاه مهارتهای تنظیم هیجان در DBT
در فرایند درمان دیالکتیکی رفتاری یا DBT چهار مهارت اصلی مورد توجه قرار میگیرد. این مهارتها شامل مهارت ذهنآگاهی، مهارت تحمل پریشانی، مهارت تنظیم هیجان و مهارت ارتباط بینفردی موثر است.
مهارت تنظیم هیجان (Emotion Regulation Skill) بهطور خاص بر کمک به افراد برای درک هیجانات، کاهش آسیبپذیری هیجانی و افزایش تجربیات هیجانی مثبت تمرکز دارد. هدف این مهارت صرفاً «کنترل» یا «سرکوب» احساسات و هیجانها نیست، بلکه یادگیری رابطهای سالمتر با هیجانات است؛ بهگونهای که هیجان بهعنوان یک پیام قابلفهم در ذهن تلقی شود، نه نیرویی تهدیدکننده و غیرقابلمهار.
تکنیکهای موثر تنظیم هیجان در DBT
اصلیترین تکنیکها و تمرینهای مرتبط با تنظیم هیجان در رفتاردرمانی دیالکتیکی که برای درمان مشکلات تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مورد استفاده قرار میگیرند، عبارتند از:
- شناسایی و نامگذاری هیجانات
اولین گام در تنظیم هیجان، توانایی تشخیص و نامگذاری دقیق احساسات است. بسیاری از افراد مبتلا به شخصیت مرزی یا بوردرلاین تنها هیجانات را بهصورت «خوب» یا «بد» تجربه میکنند. در DBT، مراجعان یاد میگیرند تفاوت بین خشم، غم، شرم، ترس و ناامیدی را تشخیص دهند و محرکهای هر یک را بشناسند.
- درک کارکرد و وظیفه هیجانها
در DBT تأکید میشود که هر هیجان، حتی هیجانات دردناک، کارکردی تکاملی و پیام مشخصی برای ما دارد. برای مثال، خشم میتواند نشاندهنده نقض مرزها باشد و ترس میتواند علامت وجود تهدید تلقی شود. درک این کارکردها به کاهش قضاوت منفی نسبت به هیجانات کمک میکند.
- کاهش آسیبپذیری هیجانی (PLEASE Skills)
یکی از بخشهای کلیدی تنظیم هیجان در DBT، مهارتهای (Physical Health and Emotional Regulation- PLEASE) ت که بر مراقبت از بدن و سبک زندگی تمرکز دارد؛ از جمله خواب کافی، تغذیه مناسب، پرهیز از مصرف مواد، فعالیت بدنی و رسیدگی به بیماریهای جسمی. این عوامل نقش مهمی در کاهش شدت واکنشهای هیجانی دارند.
- افزایش هیجانات مثبت
افراد مبتلا به شخصیت مرزی (BPD) اغلب در چرخهای از هیجانات منفی مزمن گرفتار هستند. رفتاردرمانی دیالکتیکی با آموزش برنامهریزی شده فعالیتهای لذتبخش، تمرکز بر ارزشها و ایجاد تجربیات مثبت کوتاهمدت و بلندمدت، به متعادلسازی سیستم هیجانی کمک میکند.
- اقدام متضاد (Opposite Action)
اقدام متضاد یکی از مهارتهای پیشرفته تنظیم هیجان است که در آن فرد، آگاهانه رفتاری مخالف میل هیجانی ناسازگار خود انجام میدهد. برای مثال، در مواجهه با شرم شدید، بهجای اجتناب، فرد بهتدریج وارد تعامل اجتماعی میشود. این مهارت بهویژه در کاهش هیجانات شدیدی که با واقعیت همخوان نیستند، مؤثر است.
یافتههای علمی درباره تاثیر مهارت تنظیم هیجان در درمان BPD
مطالعات متعدد حاکی از آناند که آموزش هدفمند مهارتهای تنظیم هیجان، بهویژه در چارچوب رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، با کاهش معنادار شدت نوسانات هیجانی، رفتارهای تکانشی و واکنشهای هیجانی افراطی همراه است.
یک مطالعه نظاممند یا سیستماتیک با بررسی 18 کارآزمایی کنترلشده، نشان داد DBT در کاهش نشانههای اصلی اختلال شخصیت مرزی و نیز بهبود عملی مهارتهای تنظیم هیجان و رفتارها مؤثر است، بهطوریکه بهبود تنظیم هیجان یکی از مکانیسمهای کلیدی در کاهش نشانهها به شمار میآید.
پژوهشها همچنین نشان دادهاند افرادی که پس از مداخله درمانی، توانایی بیشتری در شناسایی، پذیرش و تعدیل هیجانات خود پیدا میکنند، ثبات هیجانی بالاتری را تجربه کرده و کمتر دچار رفتارهای خودآسیبرسان یا انفجارهای هیجانی میشوند. همچنین بهبود مهارتهای تنظیم هیجان با افزایش خودکارآمدی هیجانی و بهبود عملکرد بینفردی ارتباط مستقیم دارد. این یافتهها بر نقش محوری تنظیم هیجان بهعنوان یکی از مکانیسمهای اصلی تغییر در درمان شخصیت مرزی تأکید میکنند.
سوالات متداول
– منظور از تنظیم هیجان در رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چیست؟
تنظیم هیجان در DBT به مجموعه مهارتهایی گفته میشود که به فرد کمک میکند هیجانات شدید خود را بشناسد، بپذیرد و بهصورت سازگارانه مدیریت کند. این مهارتها بهجای سرکوب احساسات، بر کاهش آسیبپذیری هیجانی و انتخاب پاسخهای سالمتر تمرکز دارند و یکی از موضوعات زیرساختی در درمان اختلال شخصیت مرزی محسوب میشوند.
– چرا یادگیری تنظیم هیجان برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) اهمیت ویژه دارد؟
در اختلال شخصیت مرزی، مشکل اصلی شدت هیجانها نیست، بلکه ناتوانی در مدیریت و تعدیل آنهاست. ضعف در تنظیم هیجان میتواند به رفتارهای تکانشی، انفجار خشم، خودآسیبرسانی و بیثباتی روابط منجر شود. آموزش مهارتهای تنظیم هیجان در DBT به کاهش این چرخه آسیبزا و افزایش ثبات هیجانی کمک میکند.
– رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چگونه به بهبود بیثباتی هیجانی کمک میکند؟
DBT با ترکیب اصول درمان شناختی رفتاری، ذهنآگاهی و رویکرد دیالکتیکی، مهارتهایی عملی برای مدیریت هیجان آموزش میدهد. این درمان به افراد کمک میکند محرکهای هیجانی خود را بشناسند، شدت واکنشها را کاهش دهند و بهجای رفتارهای تکانشی، پاسخهای آگاهانه و مؤثرتری انتخاب کنند.
– مهمترین تکنیکهای تنظیم هیجان در DBT کداماند؟
از مهمترین تکنیکهای تنظیم هیجان در DBT میتوان به شناسایی و نامگذاری هیجانات، درک کارکرد هیجانها، کاهش آسیبپذیری هیجانی، افزایش هیجانات مثبت و مهارت اقدام متضاد اشاره کرد. این تکنیکها بهصورت مرحلهای و کاربردی آموزش داده میشوند.
– آیا شواهد علمی از اثربخشی تنظیم هیجان در DBT برای BPD حمایت میکنند؟
بله. پژوهشهای متعدد و مرورهای نظاممند نشان دادهاند که آموزش مهارتهای تنظیم هیجان در چارچوب DBT با کاهش معنادار نوسانات هیجانی، رفتارهای تکانشی و خودآسیبرسانی همراه است. بهبود تنظیم هیجان یکی از مکانیسمهای اصلی تغییر و بهبود پایدار در درمان اختلال شخصیت مرزی محسوب میشود.
سخن پایانی
یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان در رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) نقش محوری در بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارد. با یادگیری این مهارتها، افراد میتوانند هیجانات شدید و ناپایدار خود را بهتر مدیریت کنند، رفتارهای تکانشی و خودآسیبرسان را کاهش دهند و کیفیت روابط و عملکرد روزمره خود را بهبود بخشند. تمرین مستمر و حمایت درمانگر دیالکتیکی، کلید موفقیت در دستیابی به ثبات هیجانی و تغییرات پایدار است.
گاهی فقط یک گفتوگوی درست میتواند مسیر زندگی را عوض کند…
اگر احساس میکنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطهای از جهان میتوانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید
منابع
– Linehan, M. M. (1993). Cognitive-Behavioral Treatment of Borderline Personality Disorder. Guilford Press.
– Nicholson, G. (2022). The effectiveness of dialectical behavior therapy (DBT) for emotion dysregulation in borderline personality disorder: A meta-analysis of randomized controlled trials. Journal of Public Health & Environment, 5(1), 138.
– Study on DBT Skills and Clinical Outcomes. (2022). PubMed. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/35333407
– Emotion Regulation Training for Adolescents with BPD Traits. (2012). PubMed. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/23200288
– Role of Emotion Dysregulation and Interpersonal Dysfunction in NSSI During DBT. (2024). Behaviour Research and Therapy. https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0005796724001219



