تست طرحواره یانگ | تست طرحواره‌های ناسازگار (YSQ)

تست طرحواره یانگ | تست طرحواره‌های ناسازگار (YSQ)

طرحواره (Schema) یا الگوی ذهنی عمیق، مجموعه‌ای از باورها و احساساتی است که از تجربه‌های دوران کودکی شکل می‌گیرد و در بزرگسالی به‌صورت ناخودآگاه بر احساسات، روابط و تصمیم‌های ما اثر می‌گذارد. وقتی نیازهای هیجانی اساسی مثل محبت، امنیت، توجه یا آزادی بیان در کودکی به‌درستی برآورده نشود، ذهن برای بقا قوانینی می‌سازد که بعدها به شکل طرحواره‌های ناسازگار اولیه ظاهر می‌شوند. این طرحواره‌ها می‌توانند باعث تکرار چرخه‌های عاطفی، انتخاب‌های اشتباه و احساسات شدید شوند.

تست طرحواره‌های ناسازگار اولیه یانگ فرم بلند (YSQ-L3)

تست طرحواره یانگ (Young Schema Questionnaire – Long Form, Version 3) یکی از معتبرترین ابزارهای روان‌سنجی برای شناسایی الگوهای ریشه‌دار فکری، هیجانی و رفتاری است که از کودکی در انسان شکل می‌گیرند و می‌توانند تا بزرگسالی مشکلات مکرر در روابط، هیجانات و تصمیم‌گیری ایجاد کنند. این آزمون بر اساس نظریه «طرحواره‌درمانی» که توسط دکتر جفری یانگ توسعه یافته، ساخته شده و امروزه یکی از پرسشنامه‌های پرکاربرد در کلینیک‌ها، مراکز مشاوره و پژوهش‌های دانشگاهی محسوب می‌شود.

معرفی و کاربرد تست

  • سازنده: دکتر جفری ای. یانگ (Jeffrey E. Young)، استاد، پژوهشگر و بنیان‌گذار طرحواره‌درمانی
  • نسخه: 232 سوال
  • سال ساخت: 2005
  • کاربرد: ارزیابی طرحواره‌های مرتبط با مشکلات شخصیت، روابط بین‌فردی، تنظیم هیجان و الگوهای تکرارشونده زندگی
  • مزیت: بررسی دقیق و قابل اعتماد طرحواره‌های ناسازگارانه در محیط‌های بالینی و تحقیقاتی

اعتبار علمی و روان‌سنجی (روایی و پایایی)

تست طرحواره یانگ یکی از پژوهش‌محورترین تست‌های شخصیتی و بالینی در جهان است. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند:

  • پایایی درونی اغلب طرحواره‌ها ۰.۸۰ تا ۰.۹۰
  • ساختار ۵ حوزه و ۱۸ طرحواره تأییدشده در صدها پژوهش
  • مناسب برای تشخیص مسائل شخصیتی، هیجانی و رابطه‌ای
  • استاندارد طلایی درمانگران طرحواره‌درمانی

به همین دلیل در دانشگاه‌ها، کلینیک‌های روان‌شناسی و مراکز درمانی سراسر دنیا از آن استفاده می‌شود.

تست طرحوار یانگ (YSQ) برای چه افرادی مناسب است؟

  • افرادی که روابط عاطفی ناپایدار یا تکرارشونده دارند
  • کسانی که با احساسات شدید، خشم، شرم، رهاشدگی یا نیازهای برآورده‌نشده درگیر هستند
  • فرادی که در شناخت خود دچار سردرگمی‌اند
  • کسانی که می‌خواهند ریشه مشکلات در روابط و زندگی را بفهمند
  • درمانگران و مشاورانی که نیاز به تحلیل عمیق‌تر شخصیت مراجع دارند
  • پژوهشگران حوزه شخصیت و آسیب‌شناسی

راهنمای تکمیل و اجرای آنلاین تست طرحوار یانگ

لطفاً هر یک از عبارت‌های زیر را با دقت بخوانید و مشخص کنید تا چه اندازه این جمله‌ها بیانگر احساسات، افکار یا تجربیات شما هستند. در این تست هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد؛ مهم این است که صادقانه و بر اساس تجربه واقعی زندگی‌تان پاسخ دهید.

نکته مهم
تست‌های روانشناسی موجود در این سایت صرفاً برای افزایش خودآگاهی هستند و به هیچ‌­وجه جایگزین تشخیص یا درمان حرفه‌ای نمی‌باشند. در صورت مشاهده علائم نگران‌کننده و برای دریافت مشاوره تخصصی با دکتر مژگان لطفی، از بخش رزرو نوبت مشاوره آنلاین اقدام کنید.

منابع

– Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. (2003). Schema therapy: A practitioner’s guide. Guilford Press.
– Calvete, E., Orue, I., & Gonzalez-Diez, Z. (2013). An examination of the structure and stability of early maladaptive schemas: A 5-year prospective study. Cognitive Therapy and Research, 37(5), 791–799.

سوالات متداول

این پرسشنامه، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را در ۵ حوزه اصلی شخصیت ارزیابی می‌کند و کمک می‌کند الگوهای عمیق ذهنی، ریشه مشکلات هیجانی و سبک‌های تکرارشونده زندگی شناسایی شود.

بله. نسخه بلند (YSQ-L3) با ۲۳۲ سؤال معتبرترین و علمی‌ترین نسخه است. روانشناسان برای تشخیص دقیق‌تر و پژوهشگران برای تحقیقات دانشگاهی از همین فرم استفاده می‌کنند.

برای افرادی که روابط ناپایدار دارند، احساسات شدید تجربه می‌کنند، درگیر چرخه‌های تکراری هستند یا می‌خواهند ریشه مشکلات شخصی خود را بشناسند. همچنین ابزار تخصصی برای روان‌شناسان و تراپیست‌هاست.

در بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده شده که نمره‌های این تست با الگوهای شخصیتی، مشکلات هیجانی، سبک‌های دلبستگی و اختلالات شخصیت همبستگی قابل‌توجهی دارد. بنابراین می‌تواند شاخص قابل‌اعتمادی برای ارزیابی ریسک‌ها و مشکلات شخصیتی باشد.

اگرچه نتایج این تست برای آگاهی شخصی مفید است؛ اما تفسیر تخصصی توسط تراپیست آموزش‌دیده می‌تواند مسیرهای درمانی، شدت طرحواره‌ها و الگوهای ریشه‌ای را دقیق‌تر و کاربردی‌تر مشخص کند.

خودآگاهی اولین قدم برای تغییر است؛ گام بعدی می‌تواند شروع تراپی و مشاوره تخصصی باشد.

رزرو نوبت مشاوره آنلاین

متوجه شدم

تست طرحواره‌های ناسازگار اولیه یانگ (فرم بلند)

0%

لطفا برای مشاهده نتیجه تست، اطلاعات زیر را بصورت صحیح وارد نمایید:

مشاهده نتیجه
پرسش 1: کسی نیست که نیازهای عاطفی‌ام را برآورده کند.
پرسش 2: عشق و توجه کافی دریافت نکرده‌ام.
پرسش 3: غالباً کسی را نداشته‌ام که بتوانم برای نصیحت و حمایت عاطفی به او تکیه کنم.
پرسش 4: اغلب کسی نبوده که از من حمایت کند، حرف‌هایش را با من در میان بگذارد و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برایم رخ می‌دهد.
پرسش 5: در بیشتر دوران زندگی، کسی نبوده که بخواهد با من رابطه صمیمی برقرار کند یا وقت زیادی را کنار من بگذراند.
پرسش 6: به طور کلی، کسی نبوده که عاطفه، محبت و صداقت را به من نشان دهد.
پرسش 7: در بیشتر دوران زندگی، هرگز احساس نکرده‌ام که برای فرد دیگری، شخصی ویژه و خاص باشم.
پرسش 8: در اغلب مواقع، کسی را نداشته‌ام که واقعاً به حرف‌های دلم گوش دهد، مرا بفهمد یا احساسات و نیازهای واقعی‌ام را درک کند.
پرسش 9: وقتی نمی‌دانستم چگونه کاری را انجام دهم، به ندرت کسی پیدا می‌شد که مرا نصیحت و راهنمایی کند.
پرسش 10: نگرانم افرادی که دوستشان دارم در آینده نزدیک بمیرند، حتی اگر دلایل پزشکی کمی برای این نگرانی وجود داشته باشد.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 11: من به افراد نزدیکم وابستگی زیادی دارم، چون از ترک شدن می‌ترسم.
پرسش 12: نگرانم که نزدیکانم مرا ترک کنند یا به حال خودم رها کنند.
پرسش 13: احساس می‌کنم حمایت عاطفی کافی دریافت نکرده‌ام.
پرسش 14: احساس می‌کنم روابط مهم زندگی‌ام پایدار نیستند و انتظار دارم که این روابط به زودی تمام شوند.
پرسش 15: عادت کرده‌ام با افرادی ارتباط برقرار کنم که به تعهدات خود پایبند نیستند.
پرسش 16: در نهایت، احساس می‌کنم که تنها و بی‌کس خواهم ماند.
پرسش 17: وقتی احساس می‌کنم کسی که برایم مهم است از من دوری می‌کند، ناامید می‌شوم.
پرسش 18: گاهی آنقدر نگران ترک شدن توسط دیگران هستم که ناخواسته باعث می‌شوم آنها از من دور شوند.
پرسش 19: وقتی کسی حتی برای مدت کوتاهی مرا ترک می‌کند، خیلی ناراحت می‌شوم.
پرسش 20: همیشه نمی‌توانم به حمایت اطرافیانم تکیه کنم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 21: نمی‌توانم با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنم، چون اعتماد ندارم که همیشه در کنارم بمانند.
پرسش 22: به نظر می‌رسد افراد مهم زندگی‌ام همیشه در حال تغییر هستند.
پرسش 23: نگرانم افرادی که دوستشان دارم، فرد دیگری را پیدا کنند، او را به من ترجیح دهند و مرا ترک کنند.
پرسش 24: افراد نزدیکم غیرقابل پیش‌بینی بوده‌اند؛ گاهی مهربان و گاهی عصبی، ناراحت، خودمحور یا پرخاشگر.
پرسش 25: آنقدر به دیگران نیازمندم که همیشه نگران از دست دادنشان هستم.
پرسش 26: نمی‌توانم شخصیت واقعی‌ام را نشان دهم یا احساساتم را بیان کنم، چون می‌ترسم دیگران مرا ترک کنند.
پرسش 27: احساس می‌کنم دیگران از من سوءاستفاده می‌کنند.
پرسش 28: اغلب فکر می‌کنم باید از خودم در برابر دیگران محافظت کنم.
پرسش 29: احساس می‌کنم باید در حضور دیگران مراقب خودم باشم، چون ممکن است عمداً به من آسیب بزنند.
پرسش 30: اگر کسی کار خیلی خوبی برایم انجام دهد، پیش خودم فکر می‌کنم حتماً قصد یا انگیزه خاصی داشته است.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 31: دیگران دیر یا زود به من خیانت می‌کنند.
پرسش 32: اغلب مردم فقط به فکر منافع خودشان هستند.
پرسش 33: در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم.
پرسش 34: نسبت به انگیزه‌های دیگران سوءظن زیادی دارم.
پرسش 35: مردم به ندرت درستکار هستند؛ معمولاً ریاکارند.
پرسش 36: اغلب به‌طور جدی درباره انگیزه‌های پنهان دیگران فکر می‌کنم.
پرسش 37: اگر احساس کنم کسی قصد آسیب رساندن به من را دارد، پیش‌دستی می‌کنم و اول من به او آسیب می‌زنم.
پرسش 38: مردم معمولاً باید قابل‌اعتماد بودن خود را به من ثابت کنند، چون به‌راحتی به کسی اعتماد نمی‌کنم.
پرسش 39: برای اطمینان از راستگویی یا نیت خوب دیگران، آنها را امتحان می‌کنم.
پرسش 40: با این باور موافقم که: “دیگران را کنترل کن وگرنه آنها تو را کنترل خواهند کرد.”
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 41: وقتی به رفتار خشونت‌آمیز دیگران در طول زندگی‌ام فکر می‌کنم، عصبانی می‌شوم.
پرسش 42: در طول زندگی‌ام، افراد به من نزدیک شده‌اند تا از من سوءاستفاده کنند یا برای رسیدن به اهدافشان از من بهره بگیرند.
پرسش 43: افراد مهم زندگی‌ام از نظر عاطفی، جسمانی یا جنسی با من بدرفتاری کرده‌اند.
پرسش 44: احساس می‌کنم وصله ناجور اجتماع هستم.
پرسش 45: به نظر می‌رسد اساساً با دیگران تفاوت زیادی دارم.
پرسش 46: نمی‌توانم به کسی احساس تعلق کنم و معمولاً گوشه‌گیر هستم.
پرسش 47: احساس می‌کنم با دیگران بیگانه‌ام.
پرسش 48: اغلب احساس تنهایی و انزوا می‌کنم.
پرسش 49: همیشه حس می‌کنم در جمع جایی ندارم.
پرسش 50: واقعاً هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 51: خانواده من با سایر خانواده‌ها متفاوت بود.
پرسش 52: گاهی اوقات احساس می‌کنم کاملاً بیگانه‌ام.
پرسش 53: اگر فردا ناپدید شوم، هیچ‌کس متوجه این موضوع نخواهد شد.
پرسش 54: مردان یا زنانی که دوستشان دارم وقتی عیب‌هایم را می‌بینند، نمی‌توانند دوستم داشته باشند.
پرسش 55: اگر کسی مرا به‌خوبی بشناسد، تمایلی به برقراری رابطه صمیمی با من نخواهد داشت.
پرسش 56: ذاتاً آدم بی‌ارزش و مشکل‌داری هستم.
پرسش 57: احساس می‌کنم نمی‌توانم با فردی خوب رابطه‌ای برقرار کنم که به من احترام بگذارد و به من احساس ارزشمندی بدهد؛ هرچقدر هم تلاش کنم، بی‌فایده است.
پرسش 58: شایستگی عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم.
پرسش 59: حس می‌کنم هیچ‌کس مرا دوست ندارد.
پرسش 60: در بسیاری از جنبه‌ها، شخصیت من پر از عیب و ایراد است، به‌طوری که نمی‌توانم در کنار دیگران راحت باشم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 61: اگر دیگران متوجه عیب‌ها و ایرادهای من شوند، نمی‌توانم در چشمانشان نگاه کنم.
پرسش 62: وقتی افراد مرا دوست دارند، احساس می‌کنم آنها را فریب داده‌ام.
پرسش 63: اغلب متوجه می‌شوم که به سمت کسانی جذب می‌شوم که از من ایراد می‌گیرند یا مرا طرد می‌کنند.
پرسش 64: رازهایی دارم که نمی‌خواهم نزدیکانم از آنها مطلع شوند.
پرسش 65: احساس می‌کنم تقصیر من است که والدینم نتوانستند مرا به اندازه کافی دوست داشته باشند.
پرسش 66: نمی‌گذارم دیگران شخصیت واقعی مرا بشناسند.
پرسش 67: یکی از بزرگ‌ترین ترس‌هایم این است که عیب‌ها و نقص‌هایم برملا شوند.
پرسش 68: نمی‌توانم درک کنم که چگونه ممکن است کسی بتواند مرا دوست داشته باشد.
پرسش 69: تقریباً هیچ کاری را به‌خوبی دیگران انجام نمی‌دهم.
پرسش 70: هر زمان پیشرفتی در کارم حاصل می‌شود، احساس بی‌کفایتی می‌کنم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 71: بیشتر مردم در حوزه‌های شغلی و تحصیلی از من توانمندتر هستند.
پرسش 72: احساس می‌کنم آدم شکست‌خورده‌ای هستم.
پرسش 73: بیشتر افراد در کار یا تحصیل از من بااستعدادتر هستند.
پرسش 74: در کار یا تحصیل، به اندازه دیگران باهوش نیستم.
پرسش 75: شکست‌ها و بی‌کفایتی‌هایم در کار یا تحصیل مایه شرمساری من است.
پرسش 76: به‌دلیل اینکه در زندگی پیشرفت و دستاورد چندانی نداشته‌ام، اغلب در حضور دیگران خجالت می‌کشم.
پرسش 77: وقتی موفقیت‌هایم را با دیگران مقایسه می‌کنم، اغلب به این نتیجه می‌رسم که دیگران بسیار موفق‌تر از من هستند.
پرسش 78: احساس می‌کنم نمی‌توانم به‌تنهایی از پس کارهای روزمره‌ام بربیایم.
پرسش 79: برای انجام بسیاری از کارها به کمک دیگران نیاز دارم.
پرسش 80: احساس می‌کنم نمی‌توانم به‌تنهایی گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 81: معتقدم دیگران بهتر از خودم می‌توانند از من مراقبت کنند.
پرسش 82: وقتی با یک وظیفه جدید خارج از حوزه کاری‌ام مواجه می‌شوم، به دردسر می‌افتم مگر اینکه کسی مرا راهنمایی کند.
پرسش 83: فکر می‌کنم در انجام کارهای روزمره، انسان وابسته‌ای هستم.
پرسش 84: انجام هر کاری، حتی اگر خارج از حوزه کاری یا تحصیلی باشد، مرا مضطرب و ناراحت می‌کند.
پرسش 85: در بسیاری از جنبه‌های زندگی، خودم را فردی بی‌کفایت می‌دانم.
پرسش 86: اگر در موقعیت‌های روزمره به قضاوت‌های خودم اعتماد کنم، تصمیم‌های اشتباهی می‌گیرم.
پرسش 87: احساس می‌کنم عقل درست و حسابی ندارم.
پرسش 88: اصلاً به قضاوت‌های خودم در موقعیت‌های روزمره اعتماد ندارم.
پرسش 89: نمی‌توانم به توانایی‌هایم در حل مشکلات روزمره اعتماد کنم.
پرسش 90: احساس می‌کنم برای حل مشکلاتم به کسی نیاز دارم که به راهنمایی‌هایش اعتماد کنم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 91: وقتی صحبت از پذیرش مسئولیت‌های روزمره می‌شود، بیشتر مثل بچه‌ها رفتار می‌کنم تا یک فرد بالغ و عاقل.
پرسش 92: متوجه شده‌ام که پذیرش مسئولیت‌های روزمره زندگی برایم بسیار سخت و طاقت‌فرسا است.
پرسش 93: نمی‌توانم از این احساس خلاص شوم که ممکن است اتفاق بدی بیفتد.
پرسش 94: احساس می‌کنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیفتد.
پرسش 95: نگرانم که مبادا به فردی آواره و ولگرد تبدیل شوم.
پرسش 96: از اینکه ممکن است مورد حمله قرار بگیرم، می‌ترسم.
پرسش 97: خیلی احتیاط می‌کنم تا بیمار نشوم یا صدمه نبینم.
پرسش 98: نگرانم که به بیماری خطرناکی مبتلا شوم، حتی وقتی پزشک هیچ علامت خطری تشخیص نداده است.
پرسش 99: احساس می‌کنم آدم ترسویی هستم.
پرسش 100: نگرانم که در جهان وقایع ناگواری نظیر جنایت، آلودگی محیط‌زیست و غیره رخ دهد.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 101: اغلب احساس می‌کنم ممکن است دیوانه شوم.
پرسش 102: معمولاً نگرانم که به یک حمله اضطرابی دچار شوم.
پرسش 103: اغلب نگرانم که مبادا دچار سکته قلبی یا بیماری سرطان شوم، حتی زمانی که دلایل پزشکی کمی برای این نگرانی وجود دارد.
پرسش 104: احساس می‌کنم جهان جای بسیار خطرناکی است.
پرسش 105: نمی‌توانم مانند هم‌سن و سالانم از والدینم جدا شوم.
پرسش 106: من و والدینم تمایل داریم بیش از حد در زندگی و مسائل یکدیگر دخالت کنیم.
پرسش 107: اگر من و والدینم مسائل جزئی یا خصوصی خود را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه یا خیانت می‌کنیم.
پرسش 108: من و والدینم مجبوریم هر روز با هم صحبت کنیم وگرنه یکی از ما احساس گناه، ناامیدی یا تنهایی می‌کند.
پرسش 109: اغلب احساس می‌کنم هویت جداگانه‌ای از والدین یا همسرم ندارم.
پرسش 110: انگار سایه سنگین والدینم همیشه بر سرم است و نمی‌توانم یک زندگی مستقل برای خودم داشته باشم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 111: جدا شدن از افرادی که با آنها صمیمی شده‌ام، برایم بسیار سخت است و هر گونه جدایی مرا شدیداً آشفته می‌کند.
پرسش 112: هویت من چنان با هویت والدین یا همسرم گره خورده است که واقعاً نمی‌دانم چه کسی هستم یا چه می‌خواهم.
پرسش 113: وقتی دیدگاه یا عقاید من با والدین یا همسرم تفاوت دارد، شدیداً آشفته می‌شوم.
پرسش 114: اغلب احساس می‌کنم در رابطه با والدین یا همسرم هیچ‌گونه حریم خصوصی ندارم.
پرسش 115: احساس می‌کنم زندگی مستقل من والدینم را آزرده‌خاطر خواهد کرد.
پرسش 116: در کار دیگران دخالت نمی‌کنم، چون از عواقب این کار می‌ترسم.
پرسش 117: معتقدم اگر بخواهم کاری انجام دهم، برای خودم دردسر درست می‌کنم.
پرسش 118: احساس می‌کنم چاره‌ای ندارم جز اینکه به خواسته‌های دیگران تن بدهم، چون در غیر این صورت یا مرا ترک می‌کنند یا تلافی می‌کنند.
پرسش 119: در روابط، اغلب به دیگران اجازه می‌دهم بر من مسلط شوند.
پرسش 120: معمولاً به دیگران اجازه می‌دهم به جای من تصمیم بگیرند، به همین دلیل واقعاً خواسته‌های خودم را نمی‌شناسم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 121: احساس می‌کنم تصمیم‌های مهم زندگی‌ام را دیگران برایم می‌گیرند.
پرسش 122: نگرانم که دیگران مرا طرد کنند؛ به همین دلیل همیشه تلاش می‌کنم خوشایند و باب طبع آنها باشم.
پرسش 123: خیلی برایم دشوار است که از دیگران بخواهم حقوقم را رعایت کنند یا احساساتم را درک کنند.
پرسش 124: به جای اینکه عصبانیتم را مستقیم ابراز کنم، آن را به شکلی دیگر تلافی می‌کنم.
پرسش 125: بیشتر از دیگران از برخورد و ایجاد تعارض اجتناب می‌کنم.
پرسش 126: نیازهای دیگران را در اولویت قرار می‌دهم وگرنه احساس گناه می‌کنم.
پرسش 127: وقتی دیگران را تنها می‌گذارم یا ناامیدشان می‌کنم، احساس گناه می‌کنم.
پرسش 128: بیشتر به دیگران کمک می‌کنم تا اینکه از آنها تقاضای کمک کنم.
پرسش 129: در نهایت، مسئولیت مراقبت از نزدیکانم همیشه بر دوش من است.
پرسش 130: اگر کسی را دوست داشته باشم، تقریباً هر رفتاری از او را تحمل می‌کنم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 131: خودم را آدم خوبی می‌دانم، چون بیشتر به فکر دیگران هستم تا خودم.
پرسش 132: در محیط کار، معمولاً داوطلبانه وقت بیشتری می‌گذارم یا کار بیشتری انجام می‌دهم.
پرسش 133: مهم نیست چقدر سرم شلوغ است، همیشه وقتی برای دیگران کنار می‌گذارم.
پرسش 134: خیلی کم‌توقع هستم، چون نیازهایم در حداقل است.
پرسش 135: تنها زمانی خوشحال می‌شوم که اطرافیانم خوشحال باشند.
پرسش 136: آن‌قدر درگیر مراقبت از دیگران هستم که وقت کمی برای خودم می‌ماند.
پرسش 137: همیشه به درد دل دیگران گوش می‌دهم.
پرسش 138: وقتی به کسی هدیه می‌دهم، بیشتر خوشحال می‌شوم تا زمانی که هدیه می‌گیرم.
پرسش 139: اطرافیانم معتقدند که برای رفع نیازهای دیگران خیلی تلاش می‌کنم، اما برای خودم کاری نمی‌کنم.
پرسش 140: هر چقدر برای رفع نیازهای دیگران تلاش کنم، باز هم احساس می‌کنم کوتاهی کرده‌ام.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 141: اگر کار دلخواهم را انجام دهم، به شدت احساس ناراحتی می‌کنم.
پرسش 142: برای من بسیار سخت است که از دیگران بخواهم نیازهایم را برآورده کنند.
پرسش 143: نگرانم که کنترلم را از دست بدهم.
پرسش 144: نگرانم که اگر نتوانم خشم خود را کنترل کنم، به دیگران از نظر جسمی یا هیجانی آسیب جدی برسانم.
پرسش 145: احساس می‌کنم باید هیجان‌ها و تکانه‌های خود را کنترل کنم؛ در غیر این صورت ممکن است اتفاق بدی بیفتد.
پرسش 146: خشم و کینه زیادی دارم، اما آن را بیان نمی‌کنم.
پرسش 147: خجالت می‌کشم که احساس‌های مثبت خود (مانند محبت و توجه) را به دیگران نشان دهم.
پرسش 148: از ابراز احساسات خود به دیگران، بسیار شرمسار می‌شوم.
پرسش 149: برای من سخت است که صمیمانه و بی‌تکلف رفتار کنم.
پرسش 150: آنقدر خودم را کنترل می‌کنم که دیگران فکر می‌کنند آدم بی‌احساسی هستم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 151: از نظر دیگران، من آدمی عصبی و ناراحت هستم.
پرسش 152: باید در هر کاری بهترین باشم؛ نمی‌توانم بپذیرم که نفر دوم شوم.
پرسش 153: تلاش می‌کنم که همیشه همه کارها را به بهترین شکل انجام دهم.
پرسش 154: باید در بیشتر اوقات در بهترین حالت خود باشم.
پرسش 155: نهایت تلاش خود را می‌کنم؛ عملکرد معمولی هرگز مرا راضی نمی‌کند.
پرسش 156: آنقدر مشغول کار هستم که تقریباً هیچ آسایش و راحتی در زندگی‌ام وجود ندارد.
پرسش 157: تقریباً هیچ‌کدام از کارهایم به اندازه کافی خوب نبوده‌اند و همیشه فکر می‌کنم می‌توانم بهتر عمل کنم.
پرسش 158: باید به تمام مسئولیت‌هایم عمل کنم.
پرسش 159: احساس می‌کنم برای پیشرفت و دستیابی به اهدافم، همواره تحت فشار هستم.
پرسش 160: روابطم با دیگران آسیب دیده است، زیرا خیلی به خودم سخت می‌گیرم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 161: سلامتی‌ام در خطر است، زیرا به دلیل اصرار بر انجام کارهای بی‌عیب و نقص، تحت استرس زیادی هستم.
پرسش 162: اغلب خوشی‌هایم را فدا می‌کنم تا کارها را طبق معیارهای سخت‌گیرانه خود انجام دهم.
پرسش 163: وقتی اشتباه می‌کنم، خود را شایسته شدیدترین انتقادها می‌دانم.
پرسش 164: وقتی کاری را اشتباه انجام می‌دهم، نمی‌توانم خود را ببخشم و هیچ بهانه‌ای نمی‌آورم.
پرسش 165: فردی رقابت‌طلب هستم.
پرسش 166: ارزش زیادی برای پول و منزلت اجتماعی قائلم.
پرسش 167: همیشه باید در هر کاری بهترین باشم.
پرسش 168: وقتی چیزی از کسی می‌خواهم، شنیدن پاسخ منفی برایم بسیار سخت است.
پرسش 169: اگر به خواسته‌ام نرسم، دچار خشم و عصبانیت می‌شوم.
پرسش 170: فکر می‌کنم فرد خاصی هستم و نمی‌توانم محدودیت‌هایی که برای دیگران وجود دارد را بپذیرم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 171: از اینکه مرا محدود کنند یا جلوی کارم را بگیرند، بسیار متنفرم.
پرسش 172: احساس می‌کنم نباید از قوانین و قراردادهایی که دیگران به آنها پایبندند، اطاعت کنم.
پرسش 173: فکر می‌کنم کارها و خواسته‌های من ارزشمندتر از دیگران است.
پرسش 174: معمولاً نیازهای خود را مقدم بر نیازهای دیگران می‌دانم.
پرسش 175: متوجه شده‌ام که آنقدر درگیر کارهای خودم هستم که دیگر نمی‌توانم وقتی برای دوستان یا خانواده‌ام بگذارم.
پرسش 176: دیگران اغلب به من می‌گویند که در انجام کارها بسیار کنترل‌گرانه عمل می‌کنم.
پرسش 177: وقتی دیگران به خواسته‌هایم عمل نکنند، بسیار عصبانی و تندخو می‌شوم.
پرسش 178: نمی‌توانم تحمل کنم که دیگران به من دستور بدهند.
پرسش 179: به سختی می‌توانم جلوی مصرف مواد، سیگار کشیدن، پرخوری یا سایر مشکلات رفتاری خود را بگیرم.
پرسش 180: حوصله انجام کارهای متداول زندگی یا کارهای ملال‌آور را ندارم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 181: اغلب براساس احساسات و تکانه‌هایم عمل می‌کنم و باعث دردسر خود و آزار دیگران می‌شوم.
پرسش 182: اگر به یکی از اهدافم نرسم، زود مایوس می‌شوم و دست از تلاش برمی‌دارم.
پرسش 183: برایم بسیار سخت است که به خاطر دستیابی به اهداف بلندمدت، از رضایتمندی فوری صرف‌نظر کنم.
پرسش 184: وقتی عصبانی می‌شوم، نمی‌توانم جلوی خشم خود را بگیرم.
پرسش 185: تمایل دارم در هر کاری افراط کنم، حتی اگر این افراط نتایج بدی برایم به همراه داشته باشد.
پرسش 186: خیلی زود کسل می‌شوم.
پرسش 187: وقتی در انجام کاری با مشکل مواجه می‌شوم، معمولاً نمی‌توانم آن را ادامه دهم و به پایان برسانم.
پرسش 188: نمی‌توانم مدت زمان زیادی روی یک کار تمرکز کنم.
پرسش 189: نمی‌توانم خود را مجبور کنم که کارهای بدون لذت را انجام دهم، حتی اگر بدانم نتایج خوبی در پی دارند.
پرسش 190: با کوچک‌ترین مانعی در راه دستیابی به اهدافم، آرامش خود را از دست می‌دهم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 191: به‌ندرت توانسته‌ام به تصمیم‌ها و راه‌حل‌هایم پایبند باشم.
پرسش 192: آدم رک و صریحی هستم، احساس‌هایم را بدون رودربایستی نشان می‌دهم و اصلاً مهم نیست که بروز این احساس‌ها چه پیامدهایی به دنبال دارد.
پرسش 193: اغلب کارها را بدون فکر انجام می‌دهم و بعد پشیمان می‌شوم.
پرسش 194: برای من مهم است که تقریباً هر کسی که مرا می‌شناسد، دوستم داشته باشد.
پرسش 195: بسته به اینکه دیگران از من چه می‌خواهند، خودم را تغییر می‌دهم تا آنها مرا بیشتر دوست داشته باشند.
پرسش 196: با جدیت تمام تلاش می‌کنم که بدنم و ظاهرم تأثیر خوبی روی دیگران بگذارد.
پرسش 197: ارزش من اساساً بستگی به این دارد که دیگران درباره من چه نظری دارند.
پرسش 198: ثروت و معاشرت با افراد سرشناس باعث احساس ارزشمندی من می‌شود.
پرسش 199: وقت زیادی صرف ظاهر خود می‌کنم تا دیگران برای من ارزش قائل شوند.
پرسش 200: دستیابی به موفقیت برای من بی‌نهایت ارزشمند است به شرط اینکه دیگران این موفقیت‌ها را ببینند.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 201: اینقدر فکر و ذکرم به این موضوع صرف می‌شود که نظر دیگران درباره من مثبت باشد که گاهی اوقات فراموش می‌کنم کی هستم.
پرسش 202: اگر اهداف من مورد پذیرش و تایید دیگران نباشد، دنبال کردن آن اهداف برای من سخت است.
پرسش 203: وقتی به تصمیم‌های زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم که در بیشتر این تصمیم‌ها سعی کرده‌ام نظر دیگران را در ذهنم لحاظ کنم.
پرسش 204: حتی اگر کسی را دوست نداشته باشم، با این حال تلاش می‌کنم او مرا دوست داشته باشد.
پرسش 205: اگر نتوانم توجه دیگران را جلب کنم، احساس می‌کنم آدم کم‌اهمیتی هستم.
پرسش 206: در هر جمع یا اجتماعی به دنبال دریافت توجه و تحسین دیگران هستم.
پرسش 207: برای اینکه احساس کنم آدم ارزشمندی هستم، نیازمند تایید، تحسین و تمجید زیاد دیگران هستم.
پرسش 208: حتی زمانی که کارها خوب پیش می‌رود، احساس می‌کنم این حس خوب موقتی است.
پرسش 209: اگر اتفاقات خوبی در زندگی‌ام بیفتد، نگرانم که مبادا بدشانسی از راه برسد.
پرسش 210: خیلی نمی‌توانم در کارها دقت کنم چون تقریباً همیشه کارها غلط از آب درمی‌آیند.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 211: مهم نیست که چقدر سختکوش باشم، نگرانم که تمام سرمایه مالی‌ام را بر باد فنا بدهم.
پرسش 212: نگرانم که مبادا یک تصمیم اشتباه به فاجعه‌ای تمام‌عیار منجر شود.
پرسش 213: اغلب درباره تصمیم‌های کوچک نیز وسواس نشان می‌دهم، به این دلیل که پیامدهای یک تصمیم‌گیری اشتباه می‌تواند خیلی ناگوار باشد.
پرسش 214: اگر با این فرض کارم را شروع کنم که شکست می‌خورم، احساس بهتری دارم زیرا اگر شکست بخورم، احساس ناامیدی نمی‌کنم.
پرسش 215: بیشتر ذهنم درگیر وقایع منفی زندگی است تا وقایع مثبت.
پرسش 216: اغلب بدبین هستم.
پرسش 217: افراد صمیمی زندگی‌ام مرا آدمی نگران می‌دانند.
پرسش 218: اگر دیگران سخت مجذوب برخی از کارهای من شوند، احساس ناخوشایندی به من دست می‌دهد و حس می‌کنم این تعریف و تمجیدها، اخطاری است برای اینکه کارها مشکل و بدعاقبت از آب دربیایند.
پرسش 219: اگر اشتباه کنم، باید تنبیه شوم.
پرسش 220: اگر سنگ تمام نگذارم، بدون شک شکست می‌خورم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 221: اگر اشتباه کنم، هیچ عذر و بهانه‌ای پذیرفته نیست.
پرسش 222: افراد مسئولیت‌گریز باید به نحوی گوشمالی داده شوند.
پرسش 223: بیشتر اوقات، عذر و بهانه‌های دیگران را نمی‌پذیرم؛ آنها فقط می‌خواهند مسئولیت کارهای خودشان را نپذیرند و عواقب کارهایشان را نبینند.
پرسش 224: اگر کارم را انجام ندهم، باید عواقبش را بپذیرم.
پرسش 225: اغلب به اشتباهات خود فکر می‌کنم و از دست خودم عصبانی می‌شوم.
پرسش 226: وقتی دیگران مرتکب اشتباهی می‌شوند، پذیرش این جمله برای من سخت است: «ببخش و فراموش کن».
پرسش 227: حتی بعد از اینکه کسی از من معذرت‌خواهی می‌کند، باز هم دست از لجاجت و کینه‌جویی نمی‌کشم.
پرسش 228: وقتی فکر می‌کنم که کسی به راحتی کار اشتباهی انجام می‌دهد، به شدت آشفته می‌شوم.
پرسش 229: زمانی که افراد دست به بهانه‌تراشی می‌زنند یا دیگران را مسئول مشکلات خودشان می‌دانند، عصبانی می‌شوم.
پرسش 230: دلیل اشتباه من مهم نیست؛ زمانی که مرتکب اشتباه می‌شوم، باید جریمه بشوم.
صفحه بعد >
< صفحه قبل
پرسش 231: به خاطر اشتباهات و دسته‌گل‌هایی که به آب دادم، باید خودم را به شدت تنبیه کنم.
پرسش 232: من آدم بدی هستم که لایق تنبیه هستم.
اتمام آزمون

#