بلاگ

آیا-برای-درمان-شخصیت-مرزی -DBT-نیاز دارم- راهنمای-انتخاب-و-شروع-رفتاردرمانی-دیالکتیکی
آنچه در این مقاله میخوانید ..

آیا برای درمان شخصیت مرزی به DBT نیاز دارم؟ راهنمای انتخاب و شروع رفتاردرمانی دیالکتیکی

  • رفتاردرمانی دیالکتیکی Dialectical Behavior Therapy یا DBT یکی از شناخته‌شده‌ترین رویکردهای روان‌درمانی ساختاریافته برای اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder یا BPD) است. این درمان به‌طور ویژه بر مشکلاتی مانند بی‌ثباتی هیجانی، تکانشگری، خودآسیب‌رسانی، دشواری در تحمل پریشانی و مشکلات بین‌فردی تمرکز دارد.

    اما یک سؤال مهم برای بسیاری از افرادی که با علائم شخصیت مرزی مواجه هستند این است:

    آیا من واقعاً به DBT نیاز دارم؟

    پاسخ این سؤال برای همه افراد یکسان نیست.

    تشخیص اختلال شخصیت مرزی به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که فرد حتماً باید DBT دریافت کند. بر اساس راهنمای انجمن روان‌پزشکی آمریکا (APA)، درمان BPD باید بر اساس یک برنامه جامع، فردمحور و مشارکتی انجام شود و از روان‌درمانی ساختاریافته‌ای استفاده شود که پشتوانه علمی داشته و ویژگی‌های اصلی اختلال را هدف قرار دهد.

    بنابراین، سؤال دقیق‌تر این نیست که:

    «آیا DBT برای شخصیت مرزی خوب است؟»

    بلکه بهتر است بپرسیم:

    «با توجه به علائم، رفتارهای پرخطر، مشکلات رابطه‌ای، اهداف درمانی و شرایط فردی من، آیا DBT انتخاب مناسبی است؟»

    در این مقاله بررسی می‌کنیم DBT چیست، چه مشکلاتی را هدف قرار می‌دهد، چه زمانی می‌تواند انتخاب مناسبی برای فرد مبتلا به BPD باشد، DBT  استاندارد چگونه انجام می‌شود و هنگام انتخاب درمانگر یا شروع درمان باید به چه نکاتی توجه کرد.

    رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چیست؟

    رفتاردرمانی دیالکتیکی نوعی روان‌درمانی ساختاریافته است که توسط مارشا لینهان (Marsha M. Linehan) توسعه پیدا کرد.

    DBT بر دو فرایند ظاهراً متضاد اما مکمل تأکید می‌کند:

    پذیرش و تغییر.

    یعنی درمانگر از یک طرف تلاش می‌کند تجربه هیجانی فرد را درک و اعتباردهی کند و از طرف دیگر به او کمک می‌کند رفتارها، مهارت‌ها و الگوهای ناکارآمد خود را تغییر دهد.

    این ویژگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در BPD ممکن است فرد هم‌زمان با هیجان‌های بسیار شدید مواجه باشد و در همان زمان رفتارهایی انجام دهد که پیامدهای منفی بیشتری برای خودش ایجاد می‌کنند.

    برای مثال:

    DBT تلاش می‌کند در نقاط مختلف این چرخه مداخله ایجاد کند.

    هدف فقط این نیست که فرد «آرام‌تر» شود؛ بلکه باید یاد بگیرد در شرایط هیجانی شدید، انتخاب‌های مؤثرتری داشته باشد.

    DBT برای کدام مشکلات شخصیت مرزی طراحی شده است؟

    اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت یکدست و مشابه در همه افراد نیست.

    ممکن است یک فرد بیشتر با خودآسیب‌رسانی و رفتارهای تکانشی درگیر باشد، در حالی که فرد دیگری مشکل اصلی‌اش بی‌ثباتی هیجانی، روابط پرتنش، احساس پوچی یا ترس شدید از رهاشدگی باشد.

    بنابراین در DBT ابتدا باید رفتارها و مشکلاتی که بیشترین آسیب را ایجاد می‌کنند شناسایی شوند.

    مهم‌ترین اهداف درمان می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

    • رفتارهای خودآسیب‌رسان
    • رفتارهای مرتبط با خطر خودکشی
    • تکانشگری
    • بی‌ثباتی هیجانی
    • دشواری در تحمل پریشانی
    • مشکلات بین‌فردی
    • خشم شدید
    • رفتارهای مخرب در روابط
    • دشواری در مدیریت بحران
    • الگوهای رفتاری‌ای که کیفیت زندگی را کاهش می‌دهند

    APA نیز در ارزیابی اولیه BPD بر بررسی علائم اصلی، اختلالات همبود، سابقه درمان، عوامل روانی ـ اجتماعی و فرهنگی و ارزیابی خطر خودکشی و خودآسیب‌رسانی تأکید دارد.

    رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چیست؟

    چهار مهارت اصلی در DBT چیست؟

    یکی از شناخته‌شده‌ترین بخش‌های DBT، آموزش چهار گروه مهارت اصلی است.

    ۱. ذهن‌آگاهی (Mindfulness)

    ذهن‌آگاهی در DBT به معنای حذف افکار یا احساسات ناخوشایند نیست.

    هدف این است که فرد بتواند آنچه در لحظه تجربه می‌کند را مشاهده کند، بدون اینکه الزاماً بلافاصله بر اساس آن واکنش نشان دهد.

    برای مثال:

    «من الان احساس می‌کنم طرف مقابلم مرا ترک خواهد کرد.»

    با:

    «پس حتماً باید همین الان چندین پیام بفرستم تا مطمئن شوم مرا ترک نمی‌کند.»

    یکسان نیست.

    ذهن‌آگاهی به ایجاد فاصله میان تجربه هیجانی و رفتار فوری کمک می‌کند.

    ۲. تحمل پریشانی (Distress Tolerance)

    گاهی فرد با هیجانی مواجه می‌شود که در لحظه آن را غیرقابل تحمل می‌داند.

    ممکن است خشم، اضطراب، ترس، تنهایی یا احساس طردشدگی آن‌قدر شدید شود که فرد برای پایان دادن سریع به این احساس، به رفتارهای تکانشی متوسل شود.

    مهارت‌های تحمل پریشانی به فرد کمک می‌کنند در چنین شرایطی بتواند بدون تشدید بحران، از یک دوره شدید هیجانی عبور کند.

    هدف این مهارت‌ها همیشه تغییر فوری شرایط نیست.

    گاهی هدف این است که:

    «این لحظه سخت را بدون ایجاد آسیب بیشتر پشت سر بگذارم.»

    ۳. تنظیم هیجان (Emotion Regulation)

    تنظیم هیجان به معنای سرکوب احساسات نیست.

    در این بخش فرد یاد می‌گیرد:

    • هیجان خود را دقیق‌تر شناسایی کند؛
    • محرک‌های هیجانی را بشناسد؛
    • رابطه میان فکر، احساس و رفتار را بررسی کند؛
    • آسیب‌پذیری خود نسبت به هیجان‌های شدید را کاهش دهد؛
    • و به جای واکنش خودکار، پاسخ مؤثرتری انتخاب کند.

    این مهارت برای افرادی که هیجان‌هایشان سریع، شدید و دشوارکنترل می‌شود اهمیت ویژه‌ای دارد.

    ۴. اثربخشی بین‌فردی (Interpersonal Effectiveness)

    بخش قابل‌توجهی از مشکلات BPD ممکن است در روابط بین‌فردی ظاهر شود.

    برای مثال:

    • ترس از رهاشدگی
    • وابستگی شدید
    • اطمینان‌خواهی مکرر
    • دشواری در تعیین مرز
    • ترس از نه گفتن
    • تعارض‌های شدید
    • قطع ناگهانی رابطه
    • دشواری در حفظ هم‌زمان صمیمیت و استقلال

    مهارت‌های اثربخشی بین‌فردی به فرد کمک می‌کنند نیازهای خود را به شکل مؤثرتری بیان کند، مرز داشته باشد، تعارض را مدیریت کند و در عین حفظ رابطه، عزت‌نفس خود را نیز در نظر بگیرد.

     

    آیا برای درمان شخصیت مرزی به DBT نیاز دارم؟

    این مهم‌ترین بخش مقاله است.

    صرف داشتن چند علامت مشابه BPD به معنای نیاز قطعی به DBT نیست.

    تشخیص اختلال شخصیت مرزی نیازمند ارزیابی تخصصی است و انتخاب درمان نیز باید بعد از ارزیابی انجام شود.

    با این حال، برخی ویژگی‌ها می‌توانند باعث شوند DBT به‌عنوان یکی از گزینه‌های جدی درمان مورد بررسی قرار گیرد.

    رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چیست؟

    اگر هیجان‌هایم بسیار شدید و ناپایدار هستند، آیا DBT مناسب است؟

    اگر هیجان‌های شما بسیار سریع و شدید تغییر می‌کنند و در کنترل واکنش‌های خود در زمان خشم، اضطراب یا ترس مشکل دارید، مهارت‌های تنظیم هیجان DBT ممکن است بخش مهمی از درمان شما باشند.

    اما مهم است بدانیم که بی‌ثباتی هیجانی به‌تنهایی مساوی با BPD نیست.

    این علامت می‌تواند در شرایط مختلف روان‌شناختی نیز دیده شود و تشخیص باید توسط متخصص انجام شود.

    اگر رفتارهای تکانشی دارم، آیا DBT می‌تواند کمک کند؟

    یکی از اهداف مهم DBT، کاهش رفتارهایی است که در شرایط هیجانی شدید اتفاق می‌افتند و بعداً پیامدهای منفی ایجاد می‌کنند.

    ممکن است فرد در زمان بحران:

    • تصمیم‌های ناگهانی بگیرد؛
    • رفتارهای پرخطر داشته باشد؛
    • وارد تعارض شدید شود؛
    • مصرف مواد افزایش پیدا کند؛
    • یا کاری انجام دهد که بعداً از آن پشیمان شود.

    در چنین شرایطی، درمان روی ایجاد فاصله میان هیجان، میل به عمل و رفتار واقعی تمرکز می‌کند.

    اگر خودآسیب‌رسانی دارم، آیا DBT انتخاب مناسبی است؟

    خودآسیب‌رسانی یکی از حوزه‌هایی است که DBT به‌طور ویژه در ارتباط با آن مورد مطالعه قرار گرفته است.

    راهنمای NICE برای زنان مبتلا به BPD که کاهش خودآسیب‌رسانی مکرر هدف اصلی درمان است، در نظر گرفتن یک برنامه جامع DBT را توصیه می‌کند.

    اما این نکته بسیار مهم است:

    وجود خودآسیب‌رسانی به این معنا نیست که فرد باید صرفاً به‌صورت خودکار وارد DBT شود.

    ابتدا باید وضعیت فعلی، شدت و تکرار رفتار، افکار خودکشی، عوامل خطر، اختلالات همبود و نیازهای فوری فرد ارزیابی شود.

    اگر فرد در معرض خطر فوری خودکشی یا آسیب جدی به خود قرار دارد، ارزیابی و مداخله فوری در اولویت است و نباید صرفاً منتظر شروع یک دوره معمول روان‌درمانی بماند. NICE نیز در مواجهه با خودآسیب‌رسانی بر ارزیابی نیازها و ایمنی روانی و جسمی فرد تأکید دارد.

    آیا ترس شدید از رهاشدگی به این معناست که باید DBT انجام دهم؟

    ترس از رهاشدگی می‌تواند یکی از ویژگی‌های مهم BPD باشد، اما به‌تنهایی برای تشخیص BPD یا تعیین نوع درمان کافی نیست.

    اگر این ترس باعث رفتارهایی مانند:

    • تماس و پیام‌دادن مکرر برای اطمینان گرفتن؛
    • کنترل شدید رابطه؛
    • واکنش‌های شدید به تأخیر در پاسخ؛
    • تهدید به پایان رابطه؛
    • خشم شدید هنگام احساس طردشدگی؛
    • یا قطع و وصل مکرر روابط

    می‌شود، مهارت‌های تنظیم هیجان و اثربخشی بین‌فردی DBT می‌توانند در فرایند درمان اهمیت پیدا کنند.

    آیا DBT بهترین درمان برای شخصیت مرزی است؟

    نمی‌توان گفت DBT برای همه افراد مبتلا به BPD بهترین درمان است.

    این یکی از مهم‌ترین نکات علمی مقاله است.

    راهنمای APA در سال ۲۰۲۴ توصیه می‌کند افراد مبتلا به BPD با یک روان‌درمانی ساختاریافته، مبتنی بر شواهد و متناسب با ویژگی‌های اصلی اختلال درمان شوند. این توصیه به معنای آن نیست که همه افراد باید دقیقاً یک مدل درمانی دریافت کنند.

    در انتخاب درمان باید عواملی مانند موارد زیر در نظر گرفته شوند:

    • علائم اصلی فرد
    • شدت اختلال
    • رفتارهای خودآسیب‌رسان
    • افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی
    • اختلالات همبود
    • سابقه درمان
    • اهداف فرد
    • ترجیحات فرد
    • توانایی مشارکت در درمان
    • و دسترسی به درمانگر متخصص

    NICE نیز در انتخاب درمان BPD بر شدت اختلال، ترجیح فرد، آمادگی برای مشارکت در درمان و حمایت‌های موجود تأکید می‌کند.

    DBT  یا طرحواره‌درمانی؛ کدام بهتر است؟

    این دو درمان را نمی‌توان صرفاً بر اساس عنوان «BPD» رتبه‌بندی کرد.

    DBT بیشتر بر مهارت‌های تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود عملکرد بین‌فردی تمرکز دارد.

    در طرحواره‌درمانی، تمرکز بیشتری بر الگوهای عمیق و پایدار شخصیتی، نیازهای هیجانی، طرحواره‌های ناسازگار و حالت‌های مختلف هیجانی وجود دارد.

    برای فردی که مشکل اصلی او بحران‌های مکرر، تکانشگری و خودآسیب‌رسانی است، ممکن است اولویت‌های درمانی با فردی که بیشتر با الگوهای عمیق روابط، احساس بی‌ارزشی و طرحواره‌های پایدار درگیر است متفاوت باشد.

    بنابراین سؤال بهتر این نیست که:

    «DBT بهتر است یا طرحواره‌درمانی؟»

    بلکه:

    «کدام رویکرد با فرمول‌بندی بالینی و اهداف درمانی من تناسب بیشتری دارد؟»

    DBT یا CBT؟

    CBT یا درمان شناختی ـ رفتاری یکی از رویکردهای مهم روان‌درمانی است.

    DBT نیز از اصول رفتاری و شناختی استفاده می‌کند، اما ساختار و اهداف اختصاصی خودش را دارد.

    DBT تأکید ویژه‌ای بر:

    • پذیرش و تغییر
    • تنظیم هیجان
    • تحمل پریشانی
    • ذهن‌آگاهی
    • مهارت‌های بین‌فردی
    • و رفتارهای هدف

    دارد.

    بنابراین انتخاب بین این دو نیز باید بر اساس مشکل اصلی و هدف درمان انجام شود.

    DBT یا MBT؟

    Therapy یا MBT نیز یکی از رویکردهای مورد استفاده در درمان BPD است.

    در MBT تمرکز اصلی بر افزایش توانایی فرد برای درک حالت‌های ذهنی خود و دیگران، به‌خصوص در موقعیت‌های عاطفی و بین‌فردی است.

    DBT و MBT از نظر نظریه و تکنیک یکسان نیستند و هر دو می‌توانند در چارچوب درمان‌های تخصصی BPD مورد توجه قرار گیرند.

    بنابراین باز هم پاسخ ساده‌ای مانند «یکی برای همه بهتر است» از نظر علمی مناسب نیست.

    آیا هر جلسه‌ای که در آن مهارت‌های DBT آموزش داده شود، DBT است؟

    خیر.

    این موضوع برای انتخاب درمانگر بسیار مهم است.

    آموزش چند تکنیک DBT با یک برنامه جامع DBT یکسان نیست.

    در یک برنامه جامع DBT معمولاً مؤلفه‌هایی مانند درمان فردی، آموزش مهارت‌ها و سازوکارهایی برای تعمیم مهارت‌ها به موقعیت‌های واقعی زندگی وجود دارد.

    بنابراین هنگام انتخاب درمانگر بهتر است فقط نپرسید:

    «آیا DBT کار می‌کنید؟»

    بلکه بپرسید:

    «مدل درمانی شما برای DBT چگونه است و چه مؤلفه‌هایی را شامل می‌شود؟»

    مراحل اصلی DBT چیست؟

    ۱. ارزیابی و تعیین اهداف درمان

    در شروع درمان باید وضعیت فرد به‌صورت جامع بررسی شود.

    APA توصیه می‌کند ارزیابی اولیه BPD شامل علائم روان‌پزشکی، ویژگی‌های اصلی اختلال شخصیت، اختلالات همبود، سابقه درمان، وضعیت جسمی، عوامل روانی ـ اجتماعی و فرهنگی و خطر خودکشی، خودآسیب‌رسانی و رفتارهای پرخاشگرانه باشد.

    در این مرحله مشخص می‌شود چه مشکلاتی باید در اولویت قرار گیرند.

    ۲. تعیین رفتارهای هدف

    همه مشکلات فرد نمی‌توانند هم‌زمان در یک سطح از اولویت قرار بگیرند.

    در درمان ساختاریافته، رفتارهایی که بیشترین خطر یا آسیب را ایجاد می‌کنند باید مورد توجه قرار گیرند.

    به‌عنوان مثال، اگر فرد هم‌زمان با مشکل رابطه‌ای و خودآسیب‌رسانی مواجه باشد، درمانگر نمی‌تواند بدون توجه به خطر، صرفاً روی کیفیت رابطه تمرکز کند.

    ۳. آموزش مهارت‌ها

    چهار حوزه اصلی مهارت‌های DBT عبارت‌اند از:

    فرد این مهارت‌ها را یاد می‌گیرد و سپس تلاش می‌شود آن‌ها را در موقعیت‌های واقعی زندگی به کار ببرد.

    ۴. استفاده از مهارت‌ها در موقعیت‌های واقعی

    دانستن یک مهارت با توانایی استفاده از آن در بحران متفاوت است.

    ممکن است فرد در حالت آرام بتواند توضیح دهد چگونه باید خشم خود را مدیریت کند، اما زمانی که احساس طردشدگی شدید دارد، استفاده از آن مهارت دشوار شود.

    بنابراین یکی از اهداف مهم درمان، انتقال مهارت از جلسه درمان به زندگی واقعی است.

    DBT معمولاً چقدر طول می‌کشد؟

    نمی‌توان برای همه افراد یک مدت ثابت تعیین کرد.

    مدت درمان به:

    • شدت علائم
    • اهداف درمان
    • وجود رفتارهای پرخطر
    • اختلالات همبود
    • پاسخ فرد به درمان
    • مشارکت در جلسات
    • و ساختار برنامه درمانی

    بستگی دارد.

    در مطالعات مربوط به DBT جامع، برنامه‌های طولانی‌مدت نیز بررسی شده‌اند و DBT استاندارد را نباید با چند جلسه کوتاه آموزش مهارت یکسان دانست. راهنمای NICE نیز تأکید می‌کند درمان روان‌شناختی BPD باید ساختار مشخص، رویکرد نظری یکپارچه و نظارت حرفه‌ای داشته باشد و مداخلات بسیار کوتاه برای درمان اختصاصی BPD توصیه نمی‌شوند.

    آیا DBT آنلاین برای شخصیت مرزی مناسب است؟

    درمان روان‌شناختی می‌تواند در برخی شرایط به‌صورت آنلاین نیز ارائه شود، اما مناسب بودن آن برای هر فرد یکسان نیست.

    در BPD، هنگام تصمیم‌گیری درباره درمان آنلاین باید مواردی مانند:

    شدت علائم

    سطح خطر

    سابقه خودآسیب‌رسانی

    وجود بحران‌های مکرر

    دسترسی به خدمات فوری در محل زندگی

    توانایی فرد برای مشارکت منظم

    و ساختار خدمات درمانگر

    بررسی شود.

    بنابراین صرف اینکه یک درمانگر DBT را آنلاین ارائه می‌دهد، به معنای مناسب بودن آن برای همه افراد نیست.

    چگونه یک درمانگر DBT مناسب انتخاب کنیم؟

    برای انتخاب درمانگر بهتر است به چند سؤال توجه کنید.

    آیا درمانگر آموزش تخصصی DBT دارد؟

    آشنایی عمومی با DBT با آموزش تخصصی و تجربه بالینی در این رویکرد یکسان نیست.

    آیا درمانگر با اختلال شخصیت مرزی کار کرده است؟

    BPD ممکن است با خودآسیب‌رسانی، بحران‌های هیجانی، مشکلات رابطه‌ای و اختلالات همبود همراه باشد؛ بنابراین تجربه درمانگر اهمیت دارد.

    درمان چقدر ساختارمند است؟

    درمانگر باید بتواند توضیح دهد ارزیابی اولیه، اهداف درمان، مهارت‌آموزی و پایش پیشرفت چگونه انجام می‌شوند.

    در شرایط بحران چه برنامه‌ای وجود دارد؟

    این موضوع به‌خصوص برای افرادی که سابقه خودآسیب‌رسانی یا بحران‌های شدید دارند اهمیت دارد.

    پیشرفت درمان چگونه ارزیابی می‌شود؟

    درمان حرفه‌ای فقط بر این اساس نیست که فرد بگوید «احساس می‌کنم بهتر شده‌ام». باید تغییر در رفتارهای هدف، علائم و عملکرد نیز مورد توجه قرار گیرد.

    NICE نیز بر آموزش و نظارت حرفه‌ای درمانگران و وجود یک رویکرد نظری و ساختار درمانی مشخص تأکید دارد.

    چه زمانی باید قبل از شروع DBT ارزیابی فوری انجام شود؟

    اگر فرد:

    • افکار جدی درباره خودکشی دارد؛
    • قصد یا برنامه مشخصی برای خودکشی دارد؛
    • اخیراً اقدام به خودکشی کرده است؛
    • خودآسیب‌رسانی شدید یا مکرر دارد؛
    • یا احساس می‌کند ممکن است در آینده نزدیک به خودش آسیب بزند،

    اولویت با ارزیابی فوری ایمنی و دریافت کمک حرفه‌ای متناسب با سطح خطر است.

    DBT می‌تواند در برنامه درمانی برخی از این افراد نقش داشته باشد، اما درمان معمول سرپایی نباید جایگزین رسیدگی فوری به خطر حاد شود.

    آیا بعد از شروع DBT باید برای همیشه درمان را ادامه دهم؟

    خیر.

    هدف درمان ایجاد تغییرات پایدار در مهارت‌ها، رفتارها و عملکرد فرد است.

    مدت درمان برای هر فرد متفاوت است و پس از بررسی میزان پیشرفت، اهداف باقی‌مانده و نیازهای فرد تعیین می‌شود.

    هدف نهایی این نیست که فرد برای همیشه به درمان وابسته بماند؛ بلکه هدف افزایش توانایی او برای مدیریت هیجان‌ها، روابط، بحران‌ها و تصمیم‌های زندگی است.

    آیا اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است؟

    بله.

    تشخیص BPD به این معنا نیست که فرد تا پایان زندگی محکوم به روابط ناپایدار، بحران‌های مکرر یا بی‌ثباتی هیجانی است.

    راهنمای NICE تأکید می‌کند که باید با رویکردی امیدوارانه با افراد مبتلا به BPD کار کرد و به آن‌ها توضیح داد که بهبود و بازیابی امکان‌پذیر است.

    درمان می‌تواند به فرد کمک کند:

    • هیجان‌های خود را بهتر تنظیم کند؛
    • رفتارهای تکانشی را کاهش دهد؛
    • روابط سالم‌تری ایجاد کند؛
    • مرزهای مناسب‌تری داشته باشد؛
    • بحران‌ها را مؤثرتر مدیریت کند؛
    • و کیفیت زندگی خود را افزایش دهد.

    بنابراین بهتر است BPD را یک «برچسب ثابت شخصیتی» در نظر نگیریم؛ بلکه آن را مجموعه‌ای از الگوهای هیجانی، شناختی و رفتاری بدانیم که می‌توانند تحت درمان تغییر کنند.

    سوالات متداول 

    – آیا هر فرد مبتلا به شخصیت مرزی باید DBT انجام دهد؟

    خیر. DBT یکی از درمان‌های ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای BPD است، اما انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی بالینی، علائم، اهداف، شرایط فرد و ترجیحات او انجام شود.

    – آیا DBT فقط برای شخصیت مرزی است؟

    خیر. DBT برای BPD توسعه پیدا کرد، اما مهارت‌ها و برخی مؤلفه‌های آن در مشکلات مرتبط با تنظیم هیجان و رفتارهای تکانشی نیز استفاده شده‌اند.

    – آیا DBT برای خودآسیب‌رسانی مناسب است؟

    DBT یکی از رویکردهای مهم مورد استفاده و مطالعه‌شده در این حوزه است. با این حال، وجود خطر فوری خودکشی یا آسیب جدی نیازمند ارزیابی فوری و برنامه ایمنی مناسب است.

    -آیا DBT بهتر از طرحواره‌درمانی است؟

    نمی‌توان برای همه افراد چنین نتیجه‌ای گرفت. هر دو رویکرد اهداف و سازوکارهای متفاوتی دارند و انتخاب درمان باید با توجه به فرمول‌بندی بالینی فرد انجام شود.

    – آیا DBT و CBT یکی هستند؟

    خیر. DBT از اصول شناختی و رفتاری استفاده می‌کند، اما مدل درمانی مستقل و ساختاریافته‌ای با تأکید ویژه بر پذیرش، تغییر، تنظیم هیجان، تحمل پریشانی و مهارت‌های بین‌فردی است.

    – آیا آموزش مهارت‌های DBT همان درمان DBT است؟

    خیر. آموزش مهارت‌ها می‌تواند یکی از مؤلفه‌های DBT باشد، اما یک برنامه جامع DBT ساختار و مؤلفه‌های بیشتری دارد.

    DBT چقدر طول می‌کشد؟

    مدت درمان ثابت نیست و به شدت علائم، اهداف درمان، رفتارهای پرخطر، اختلالات همبود و پاسخ فرد به درمان بستگی دارد.

    سخن پایانی

    اگر با علائمی از اختلال شخصیت مرزی مواجه هستید، لازم نیست خودتان بر اساس چند نشانه تصمیم بگیرید که حتماً باید DBT انجام دهید.

    سؤال مهم‌تر این است:

    «چه نوع درمانی با وضعیت فعلی، اهداف و نیازهای من بیشترین تناسب را دارد؟»

    DBT یکی از رویکردهای مهم و مبتنی بر شواهد برای درمان BPD است و در افرادی که با بی‌ثباتی هیجانی، تکانشگری، خودآسیب‌رسانی، بحران‌های مکرر یا مشکلات جدی بین‌فردی مواجه هستند می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

    اما درمان حرفه‌ای با یک برچسب شروع نمی‌شود؛ با ارزیابی دقیق شروع می‌شود.

    در ارزیابی تخصصی، ابتدا مشخص می‌شود آیا علائم فرد با BPD مطابقت دارند، چه مشکلاتی در اولویت هستند، آیا اختلالات همبود وجود دارند، سطح خطر چگونه است و چه درمانی با اهداف و شرایط فرد تناسب بیشتری دارد.

    اگر DBT انتخاب شود، کیفیت اجرای درمان نیز اهمیت دارد. تفاوت زیادی میان «آموزش چند تکنیک DBT» و یک برنامه درمانی ساختاریافته وجود دارد.

    در نهایت، هدف DBT صرفاً کاهش خشم، اضطراب یا رفتارهای تکانشی نیست؛ هدف این است که فرد بتواند هیجان‌های خود را بهتر مدیریت کند، در روابط انتخاب‌های مؤثرتری داشته باشد، در بحران‌ها آسیب کمتری ببیند و زندگی خود را با ثبات و رضایت بیشتری پیش ببرد.

    گاهی فقط یک گفت‌وگوی درست می‌تواند مسیر زندگی را عوض کند…
    اگر احساس می‌کنید زمان تغییر فرا رسیده، در هر نقطه‌ای از جهان می‌توانید مشاوره و تراپی آنلاین را آغاز کنید

    همین حالا اقدام کنید

    منابع

    • Keepers, G. A., Fochtmann, L. J., Anzia, J. M., Benjamin, S., Lyness, J. M., Mojtabai, R., Servis, M., Choi-Kain, L., Nelson, K. J., Sharp, C., Degenhardt, A., & Oldham, J. M. (2024). The American Psychiatric Association Practice Guideline for the Treatment of Patients With Borderline Personality Disorder. American Journal of Psychiatry, 181(11), 1024–1028.
    • American Psychiatric Association. (2024). Guideline Statement Summary: The American Psychiatric Association Practice Guideline for the Treatment of Patients With Borderline Personality Disorder. American Psychiatric Association.
    • National Institute for Health and Care Excellence. (2009). Borderline personality disorder: recognition and management (CG78). NICE. Recommendations updated and reviewed through subsequent surveillance.
    • National Institute for Health and Care Excellence. (2022). Self-harm: assessment, management and preventing recurrence (NG225). NICE.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱۵ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نوزده − شانزده =