اختلال شخصیت (Personality Disorder -PD) یکی از پیچیدهترین اختلالات روانی است که با الگوهای پایدار رفتاری، شناختی و هیجانی ناسازگار مشخص میشود و زندگی فرد را در ابعاد مختلف تحت تأثیر قرار میدهد. برخلاف باورهای رایج، اختلال شخصیت صرفاً «مشکل اخلاقی» یا «رفتار بد» نیست، بلکه مجموعهای از ویژگیها و واکنشهای پایدار است که منجر به مشکلات جدی در روابط، کارکرد اجتماعی و سلامت روان فرد میشود.
خبر خوب این است که اختلالات شخصیت درمانپذیرند و با استفاده از روشهای نوین رواندرمانی میتوان کیفیت زندگی بیماران را به طور قابل توجهی بهبود داد. در این بخش به بررسی علمی، جامع و بهروز درباره درمان اختلال شخصیت پرداخته شده تا هم افراد مبتلا و هم خانوادههایشان با راهکارهای موثر در زمینه درمان اختلالات شخصیت آشنا شوند.
اختلال شخصیت یک الگوی پایدار و ناسازگار در رفتار، تفکر، و تنظیم هیجانی است که حداقل از دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز شده و باعث مشکلات قابل توجه در روابط بینفردی و عملکرد اجتماعی فرد میشود.
بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، این اختلال شامل مشکلات عمیق در شیوه تفکر درباره خود و دیگران، مشکل در کنترل هیجانات، و نحوه ارتباط با دیگران است. برخلاف حالتهای گذرا مانند اضطراب یا افسردگی، اختلال شخصیت ریشهدار و مزمن است و رفتارهای فرد اغلب انعطافناپذیر و ناسازگار باقی میماند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اغلب دچار مشکلات در شناخت خود و دیگران، تنظیم هیجانها، کنترل تکانهها و برقراری ارتباط سالم با دیگران هستند. این مشکلات میتوانند به تنهایی، اضطراب، افسردگی، تعارضهای بینفردی، طرد اجتماعی یا حتی خطر آسیب به خود منجر شوند.
در DSM-5 (ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی)، اختلال شخصیت (Personality Disorder -PD) به شکل زیر تعریف شده است:
« اختلال شخصیت (PD) به الگوهای رفتاری، فکری و هیجانی ناسازگار و مزمن گفته میشود که از نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع میشود و باعث مشکلات جدی در روابط، کار، احساسات و زندگی روزمره فرد میگردد. این الگوها بهطور قابل توجهی با انتظارات فرهنگی جامعه تفاوت دارند، انعطافناپذیرند و در طول زمان و موقعیتهای مختلف پایدار میمانند».
اختلال شخصیت طبق DSM-5 به صورت الگوهای پایدار و گستردهی ناسازگار در رفتار، تفکر، احساسات و روابط بینفردی تعریف میشود که حداقل در دو یا چند زمینه زیر نمایان میشوند:
این الگو در حداقل دو مورد از این چهار زمینه آشکار است:
فرد در درک و تفسیر خود، دیگران و وقایع دچار تحریفهای مکرر و پایدار است. این شامل برداشتهای نادرست، تحریف در تعبیر نیات دیگران یا نگرشهای غیرواقعبینانه نسبت به خود میشود.
اختلال در تنظیم هیجانها که میتواند شامل بیثباتی هیجانی، هیجانهای شدید و ناپایدار، یا هیجانهای محدود و کمتنوع باشد.
دشواریهای جدی در ایجاد و حفظ روابط سالم و پایدار. افراد ممکن است رفتارهای متناقض، پرخاشگرانه، یا اجتنابی داشته باشند که منجر به مشکلات در روابط میشود.
مشکل در کنترل تکانهها، رفتارهای تکانشی یا خودآزارانه، که میتواند آسیب جسمی یا روانی به فرد یا دیگران وارد کند.
2. ثبات در طول زمان و موقعیتها
این الگوها در طی زمان پایدار هستند و در موقعیتهای مختلف زندگی (کار، خانه، روابط، اجتماع) نمایان میشوند.
3. شروع در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی
اختلال شخصیت معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی آغاز میشود و در بزرگسالی تداوم دارد.
4. اختلال عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینهها
الگوی رفتاری ناشی از اختلال شخصیت باعث آسیب قابل توجه به زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی فرد میشود.
5.قابل تبیین نبودن با عوامل دیگر
این الگوها ناشی از شرایط روانپزشکی دیگر (مانند اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی) یا اثرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سوءمصرف مواد یا بیماریهای طبی) نیستند.
نکته: DSM-5 هر نوع اختلال شخصیت را با معیارهای اختصاصی خود توصیف میکند، اما همهی آنها حداقل باید این معیارهای عمومی را داشته باشند تا تشخیص داده شوند.
اختلالات شخصیت از جمله شایعترین مشکلات روانی هستند که بین ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت عمومی در سراسر جهان را تحت تاثیر قرار میدهند. این آمار نشان میدهد که تقریباً ۱ نفر از هر ۱۰ نفر ممکن است به یکی از انواع اختلال شخصیت دچار باشد، اگرچه شدت و نوع اختلال میتواند بسیار متفاوت باشد.
شیوع انواع مختلف اختلال شخصیت در جمعیت یکسان نیست و هر کدام از انواع اختلال شخصیت، ویژگیها و الگوهای خاص خود را دارد:
بسته به نوع اختلال شخصیت، تفاوتهای جنسیتی در بین زنان و مردان دیده میشود:
اختلالات شخصیت در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) به سه گروه یا خوشه تقسیم میشوند. این دستهبندی (یا خوشهبندی) به درک بهتر الگوهای رفتاری و تنظیم نوع درمان کمک میکند. هر خوشه شامل اختلالاتی با ویژگیهای رفتاری و هیجانی مشابه است.
افراد مبتلا به این خوشه رفتارهایی غیرمعمول و متفاوت از معیارهای اجتماعی دارند و ممکن است ارتباطات اجتماعیشان محدود یا پرتنش باشد. اغلب از دیگران فاصله میگیرند و تفکرات و باورهای عجیب دارند.
افراد دچار این اختلال به طور مداوم به دیگران شک دارند و رفتارها و نیات آنها را بدخواهانه میپندارند. این شکاکیت و بیاعتمادی باعث میشود روابط بینفردیشان دچار مشکل شود و اغلب گوشهگیر یا پرتنش باشند.
این افراد تمایل زیادی به تنهایی دارند و ارتباطات اجتماعی را دوست ندارند یا برایشان بیاهمیت است. احساسات خود را به سختی ابراز میکنند و در روابط نزدیک بسیار محدود عمل میکنند.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی با باورهای غیرمعمول مانند تفکر جادویی، ادراک غیرمعمول و رفتارهای عجیب همراه است. فرد ممکن است از لحاظ اجتماعی گوشهگیر باشد و ارتباطات نزدیکی نداشته باشد، اما تمایل به تعامل دارد اما نمیتواند به خوبی ارتباط برقرار کند.
این خوشه به اختلالاتی تعلق دارد که با هیجانگرایی زیاد، بیثباتی هیجانی، رفتارهای تکانشی و روابط متلاطم مشخص میشوند. این اختلالات معمولاً باعث بروز مشکلات شدید در زندگی فردی و اجتماعی میشوند.
اختلال شخصیت مرزی (BPD) با نوسانات شدید خلقی، ترس از ترک شدن، روابط بینفردی بیثبات و رفتارهای خودآزارانه یا خودکشی همراه است. افراد مبتلا به شخصیت مرزی اغلب دچار احساس تهی بودن و سردرگمی هویت هستند.
افراد دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی تمایل به نقض قوانین، بیمسئولیتی، عدم توجه به حقوق دیگران و فقدان احساس گناه دارند. رفتارهای پرخطر و خلاف قانون از ویژگیهای آنهاست و اغلب در مردان شایعتر است
این افراد تصور بزرگنمایی شدهای از خود دارند، نیاز شدیدی به تحسین دیگران دارند و توانایی همدلی با دیگران را ندارند. رفتارهای خودمحورانه و طلبکارانه در آنها مشهود است. برای آشنایی بیشتر در این مورد میتوانید به مقاله “رابطه عاطفی با افراد خودشیفته یا نارسیست + تست شناسایی افراد خودشیفته” مراجعه کنید.
اختلال شخصیت نمایشی یا هیستریونیک با ویژگی جلب توجه افراطی، احساسات سطحی و تغییرپذیر، و تمایل به نمایش احساسات به روشهای اغراقآمیز مشخص میشود. افراد مبتلا معمولاً نیازمند تأیید و توجه مداوم دیگران هستند.
این خوشه شامل اختلالاتی است که با اضطراب، ترس، اجتناب و وابستگی مشخص میشوند. افراد مبتلا اغلب از موقعیتهای اجتماعی میترسند یا به شدت به دیگران وابستهاند.
ویژگیهای این ا اختلال شخصیت وسواسی ـ جبری (OCPD) شامل کمالگرایی افراطی، نیاز به کنترل دقیق امور، سختگیری نسبت به خود و دیگران، و مشکل در انعطافپذیری است. برخلاف اختلال وسواس فکری-عملی، این افراد به نظم و قانون بیش از حد پایبند هستند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته (DPD) نیاز مفرط به حمایت و مراقبت دیگران دارند و معمولاً در تصمیمگیریهای روزمره دچار مشکل هستند. ترس از ترک شدن و تنهایی از مشخصههای اصلی است.
ین افراد به دلیل ترس از رد شدن، شرمساری و احساس ناامنی شدید، از برقراری روابط اجتماعی اجتناب میکنند. با وجود میل به داشتن ارتباط، به خاطر اضطراب شدید از آن دوری میجویند.
نکته: هر فرد ممکن است ویژگیهایی از چند اختلال را داشته باشد، بنابراین ارزیابی تخصصی توسط روانشناس بالینی یا روانپزشک ضروری است.
در ادامه به توضیح انواع غیررسمی اختلال شخصیت که در روانشناسی بالینی و درمان رایج هستند و اغلب به صورت «طبقات قدیمی اختلال شخصیت»، «طبقات غیررسمی» یا «زیرشاخههای کمتر شناخته شده» شناخته میشوند، میپردازیم. این دستهبندیها در نسخههای قدیمی DSM یا در رویکردهای جایگزین مطرح بودهاند، اما درDSM-5 به عنوان اختلال رسمی طبقهبندی نشدهاند. اگرچه این دستهبندیها در منابع رسمی نیامدهاند، اما ممکن است در تعاملات درمانی و بالینی مطرح باشند. طبقات غیررسمی اختلال شخصیت به فهم بهتر پیچیدگیهای شخصیت کمک میکنند.
1. اختلال شخصیت منفعل-پرخاشگر (Passive-Aggressive Personality Disorder)
افرادی که تمایل دارند خشم و نارضایتی خود را به صورت غیرمستقیم و پنهانی ابراز کنند. این افراد معمولاً در ظاهر همکاری میکنند اما با رفتارهای مقاومتی، تأخیر، یا فراموشکاری واکنش نشان میدهند. این نوع شخصیت در DSM-5 به طور رسمی به عنوان اختلال شناخته نشده اما در بالین و رواندرمانی بسیار مطرح است.
2. اختلال شخصیت افسرده (Depressive Personality Disorder)
این افراد مبتلا به اختلال شخصیت افسرده الگوهای مداوم خلق افسرده، خودانتقادی، ناامیدی، و نگرانی درباره خود و روابط دارند. این اختلال نیز در DSM-5 به صورت رسمی نیامده اما در پژوهشها و کاربردهای بالینی به عنوان وضعیتی متمایز از افسردگی عمده مورد توجه است.
3. اختلال شخصیت اضطرابی (Anxious Personality Disorder)
اختلال شخصیت اضطرابی با اضطراب شدید، نگرانی بیش از حد درباره رویدادهای روزمره و اجتناب از موقعیتهای استرسزا مشخص میشود. شباهت زیادی به اختلالات خوشه C دارد ولی در برخی متون بالینی به عنوان نوعی شخصیت خاص مورد اشاره است.
۴. اختلال شخصیت خودتخریبی (Self-Defeating Personality Disorder)
اختلال شخصیت خودتخریبی الگویی از رفتارها و باورهای ناسازگار است که در آن فرد، ناآگاهانه خود را در موقعیتهایی قرار میدهد که به احساس شکست، تحقیر یا آزار میانجامد. این افراد معمولاً در برابر حمایت، موفقیت یا لذت مقاومت میکنند و حتی در لحظاتی که شایستهی تحسین هستند، خود را سرزنش میکنند یا فرصتها را خراب مینمایند. آنها ممکن است روابط آسیبزا را تکرار کنند، پیشنهادهای کمک را رد کنند یا موقعیتهای امیدوارکننده را نابود سازند؛ گویی که در سطح عمیقتری، باور دارند که سزاوار خوشی یا احترام نیستند.
شخصیتهای خودتخریبگر اغلب با احساس گناه مزمن، شرم، و بیلیاقتی درگیر هستند و همین الگوهای درونی، آنها را به سمت انتخابهایی سوق میدهد که منجر به رنج بیشتر میشود.
شناخت انواع غیررسمی اختلال شخصیت کمک میکند تا تراپیست بهتر بتواند ویژگیها و رفتارهای خاص فرد را درک کرده و درمان را بر اساس آن تنظیم کند. همچنین به افراد مبتلا کمک میکند تا خودآگاهی بیشتری نسبت به پیچیدگیهای روانشان پیدا کنند.
شاید برایتان این سوال پیش آمده که “تفاوت اختلال روانی و اختلال شخصیت چیست؟”. در پاسخ به این سوال باید گفت که اختلالات روانی طیف گستردهای از مشکلات سلامت روان (و از جمله اختلالات شخصیت) را شامل میشوند، اما اختلال شخصیت از نظر ساختار، علائم، و نحوه بروز، با بسیاری از این اختلالات تفاوتهای مهمی دارد. شناخت این تفاوتها برای تشخیص درست و درمان مؤثر بسیار حیاتی است. در ادامه به برخی از تفاوتها میان اختلال شخصیت و سایر اختلالات روانی پرداخته شده است.
1. ماهیت و پایداری علائم
2. تأثیر بر ساختار شخصیت
3. تشخیص و زمان بروز
4. پاسخ به درمان
۵. تأثیر بر روابط و عملکرد اجتماعی
اختلالات شخصیت معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشوند و در صورت عدم درمان، میتوانند سالها یا حتی مادامالعمر ادامه پیدا کنند. سیر این اختلالات معمولاً مزمن و پایدار است، اما شدت علائم ممکن است در طول زمان تغییر کند. برخی از انواع اختلال شخصیت، مانند اختلال شخصیت مرزی یا وابسته، در صورت دریافت درمان مؤثر میتوانند بهبود چشمگیری داشته باشند، در حالیکه برخی دیگر، مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی یا اسکیزوئید، مقاومتر به درمان هستند.
بطور کلی، پیشآگهی اختلال شخصیت به عوامل مختلفی وابسته است؛ از جمله نوع اختلال، شدت علائم، میزان بینش فرد (آگاهی از مشکل)، انگیزه برای تغییر، وجود همابتلایی با سایر اختلالات (مثل افسردگی یا اعتیاد)، و همچنین دسترسی به درمان تخصصی و حمایت اجتماعی. اگرچه این اختلالات ممکن است پیچیده و دیرپای به نظر برسند، اما درمان مناسب، بهویژه رواندرمانی بلندمدت، میتواند منجر به کاهش علائم، بهبود عملکرد اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی شود.
ناگفته نماند، پیشآگهی اختلال شخصیت به عوامل متعددی بستگی دارد که میتوانند روند بهبود یا وخامت را تحت تاثیر قرار دهند:
اگر اختلال شخصیت درمان نشود، الگوهای ناسازگار رفتاری و هیجانی اغلب پایدار میمانند و ممکن است باعث مشکلات مکرر در روابط، شغل، و سلامت روانی شوند. برخی افراد ممکن است به مرور زمان کمی بهبود یابند، ولی در بسیاری موارد، علائم همچنان شدید و محدودکننده باقی میمانند. همچنین خطر بروز مشکلات همراه مانند افسردگی، اضطراب، سوءمصرف مواد و آسیب به خود افزایش مییابد.
علت اختلال شخصیت | عوامل موثر و ریشههای ایجاد اختلال شخصیت
اختلال شخصیت نتیجه تعامل پیچیدهای از عوامل ژنتیکی، زیستی، روانی و محیطی است. شناخت دقیق علتها کمک میکند تا درمان مؤثرتر و هدفمندتر انجام شود. در ادامه به مهمترین عوامل ابتلا به اختلال شخصیت پرداخته شده است.
پیشگیری از اختلالات شخصیت به طور کامل ممکن نیست، زیرا عوامل پیچیدهای مانند ژنتیک، تجربیات کودکی، محیط رشد و عوامل بیولوژیک در شکلگیری آنها نقش دارند. با این حال، برخی اقدامات میتوانند خطر ابتلا را کاهش دهند یا از تشدید علائم جلوگیری کنند:
نکته مهم: اگرچه نمیتوان به طور قطع از اختلالات شخصیت پیشگیری کرد، اما تشخیص زودهنگام و درمان مناسب میتواند کیفیت زندگی فرد را به شدت بهبود بخشد. افراد با سابقهی خانوادگی اختلالات شخصیت یا تجربیات آسیبزا میتوانند با مراجعه به روانشناس یا روانپزشک، راهکارهای پیشگیرانه دریافت کنند.
تشخیص اختلالات شخصیتی فرآیندی چندمرحلهای، تخصصی و حساس است که تنها باید توسط روانشناس بالینی یا روانپزشک مجرب انجام شود. برخلاف بسیاری از اختلالات روانی که ممکن است علائم آنی و واضحتری داشته باشند، اختلالات شخصیت معمولاً الگوهایی دیرپا، مزمن و پنهان در شخصیت فرد هستند که طی زمان و در موقعیتهای مختلف خود را نشان میدهند.
تشخیص دقیق اختلال شخصیت شامل مراحل مصاحبه بالینی تخصصی، بررسی الگوهای پایدار رفتاری، استفاده از تستهای روانشناختی معتبر، و رد سایر اختلالات مشابه است. در ادامه به ذکر جزئیات مراحل تشخیص اختلال شخصیت پرداخته شده است:
رواندرمانگر با استفاده از مصاحبه ساختاریافته یا نیمهساختاریافته، سابقه زندگی، روابط بین فردی و عاطفی، هیجانات، الگوهای رفتاری، طرز فکر و واکنشهای فرد را بررسی میکند.
برای تشخیص، الگوهای شخصیتی باید:
در صورت نیاز، برای افزایش دقت تشخیصگذاری از تستهای معتبر تشخیص اختلال شخصیت استفاده میشود. تستهای تشخیص اختلال شخصیت شامل انواع مختلفی هستند؛ برخی مانند SAPAS برای غربالگری سریع بهکار میروند، برخی مانند MMPI و MCMI برای ارزیابی بالینی تخصصی استفاده میشوند، تستهایی مثل SCID-5 در مصاحبههای بالینی کاربرد دارند، و ابزارهایی مانند NEO و PID-5 ویژگیهای شخصیت را بهصورت ابعادی میسنجند. همچنین تستهای خاصی مانند تست شخصیت مرزی (MSI-BPD) یا تست شخصیت خودشیفته (NPI) برای بررسی اختلالات مشخص طراحی شدهاند.
روانشناس باید تشخیص دهد که علائم فرد ناشی از اختلال شخصیت هستند، نه بیماریهایی مانند افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، روانپریشی یا اختلال عصبی -شناختی.
تستهای تشخیص اختلال شخصیت نقش بسیار مهمی در فرآیند ارزیابی، درمان و برنامهریزی رواندرمانی ایفا میکنند. این ابزارها با فراهمکردن نگاهی ساختارمند و عینی به الگوهای پایدار رفتاری، هیجانی و شناختی فرد، به متخصصان کمک میکنند تا نوع اختلال شخصیت را دقیقتر بررسی کرده و بر اساس آن، مداخلات درمانی مناسب را طراحی کنند. همچنین، تستهای شخصیت میتوانند آگاهی فرد را نسبت به ویژگیها و چالشهای روانشناختیاش افزایش دهند و انگیزه او برای شروع درمان هدفمند را تقویت کنند.
برای تشخیص اختلالات شخصیت تستها و پرسشنامههای زیادی وجود دارد. در ادامه به 10 مورد از اصلیترین و پرکاربردترین تستهای غربالگری و تشخیص اختلالات شخصیت پرداخته شده است.
تست MMPI-2 یا پرسشنامه شخصیتی چندمحوری مینهسوتا یکی از معتبرترین و پرکاربردترین آزمونهای روانسنجی در دنیاست که برای ارزیابی ویژگیهای شخصیتی، آسیبشناسی روانی و اختلالات شخصیت طراحی شده است. این آزمون بیش از ۵۶۰ سؤال دارد و شامل چندین مقیاس بالینی، روایی و شخصیتی است.
تست میلون (MCMI) یا پرسشنامه چندمحوری میلون یکی از تخصصیترین تستها برای تشخیص اختلالات شخصیت بر اساس طبقهبندی DSM است. این پرسشنامه در نسخههای جدیدتر (MCMI-IV) بهروزتر و دقیقتر شده و بر پایه نظریه شخصیت میلون طراحی شده است. تست میلون توسط روانشناسان بالینی و تراپیستهای حرفهای برای تشخیص اختلالاتی مانند شخصیت مرزی، خودشیفته، ضد اجتماعی و … به کار میرود.
تست نئو (NEO-PI-R) یا پنج عامل بزرگ شخصیت برای سنجش ویژگیهای شخصیت نرمال بر اساس مدل پنج عاملی طراحی شده، اما در تشخیص غیرمستقیم اختلالات شخصیت نیز کاربرد دارد. این تست ویژگیهایی مثل رواننژندی، برونگرایی، انعطافپذیری، توافقپذیری و وظیفهشناسی را اندازهگیری میکند. نتایج آن میتواند بهعنوان پایهای برای تحلیل اختلالات شخصیتی در مشاوره و تراپی باشد.
مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت (SCID-5-PD) یا اسکید-5، یکی از دقیقترین ابزارهای تشخیص بالینی اختلالات شخصیت بر اساس راهنمای تشخیصی DSM-5 است. این ابزار بهصورت مصاحبه بالینی ساختاریافته توسط روانشناس بالینی یا روانپزشک اجرا میشود و تمامی اختلالات شخصیت را بر اساس معیارهای دقیق بررسی میکند.
تست PID-5 یا پرسشنامه ویژگیهای آسیبشناختی شخصیت یک ابزار نوین و علمی است که در DSM-5 برای سنجش ابعاد پاتولوژیک شخصیت معرفی شده است. این تست بر پایه رویکرد ابعادی به اختلالات شخصیت طراحی شده و شامل حوزههایی مانند افکار تحریفشده، بیثباتی هیجانی، خصومت، تکانشگری و غیره است.
تست SAPAS یا پرسشنامه غربالگری اختلالات شخصیت یک پرسشنامه غربالگری سریع و معتبر برای تشخیص اولیه اختلالات شخصیت است که تنها شامل ۸ سؤال بله/خیر است. این ابزار در مطالعات میدانی، مراکز مشاوره، اورژانسهای روانپزشکی و مصاحبههای اولیه کاربرد دارد. سادگی، سرعت اجرا و دقت قابل قبول این تست باعث شده در بسیاری از کلینیکها به عنوان ابزار پیشغربالگری به کار رود.
تست غربالگری اختلال شخصیت مرزی مکلین (MSI-BPD) یک ابزار غربالگری ساده و معتبر است که شامل ۱۰ سؤال بله/خیر است. این تست بهسرعت علائم اصلی شخصیت مرزی را شناسایی میکند. با انجام این تست تقریباً مشخص میشود که آیا فرد نیاز به ارزیابی تخصصی بیشتر دارد یا نه.
تست شخصیت خودشیفته یا NPI معروفترین پرسشنامه برای سنجش ویژگیهای خودشیفتگی در افراد است. این آزمون بر اساس نظریههای روانتحلیلی و شناختی طراحی شده و در بسیاری از مطالعات بینالمللی استفاده شده است.
تست شخصیت ضد اجتماعی یا ASPD-Q برای شناسایی ویژگیهای اصلی اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ASPD) طراحی شده است که شامل عدم رعایت حقوق دیگران، دروغگویی مزمن، تکانشگری، بیاحساسی نسبت به دیگران و قانونگریزی است.
برای سایر اختلالات شخصیت نیز تستهای علمی و نیمهساختاریافته متعددی وجود دارد که بر پایه معیارهای DSM-IV وDSM-5 طراحی شدهاند. این پرسشنامهها معمولاً شامل ۱۰ تا ۲۰ سؤال درباره وابستگی هیجانی، اجتناب از روابط، یا کمالگرایی افراطی هستند. استفاده از این تستها در مشاورههای فردی، غربالگری آنلاین و بررسی سبکهای مقابلهای افراد بسیار مفید است.
نکته مهم: تشخیص اختلال شخصیت نیازمند زمان، دقت و آگاهی از ابعاد مختلف شخصیت فرد است. تشخیص خودسرانه یا صرفاً براساس تستهای آنلاین میتواند گمراهکننده یا آسیبزا باشد. مراجعه به روانشناسی بالینی باتجربه یا تراپیست متخصص برای ارزیابی جامع ضروری است.
اختلال شخصیت علاوه بر اینکه موجب بروز الگوهای تکراری ناسازگارانه در تفکر، رفتار و هیجان میشود، میتواند باعث مشکلات عمیق و گستردهای در زندگی فرد و اطرافیانش شود. درمان به موقع و موثر این اختلال اهمیت زیادی دارد، زیرا مزایای قابل توجهی برای فرد و جامعه به همراه دارد.
اختلالات شخصیت اگر بدون مداخله درمانی باقی بمانند، میتوانند پیامدهای گسترده و جدی بر سلامت روان، روابط اجتماعی، شغل و کیفیت زندگی فرد بگذارند. این عوارض ممکن است در طول زمان تشدید شوند و به مشکلات ثانویه و حتی خطرناک منجر گردند.
بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت، در برقراری روابط عاطفی پایدار، صمیمانه و ایمن با دیگران دچار مشکل هستند. این روابط اغلب با سوءتفاهم، سوءظن، وابستگی افراطی، خشم، یا طرد شدن همراه میشوند و میتوانند منجر به طلاق، قطع رابطه، یا انزوای اجتماعی شوند. برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به “رابطه عاطفی با فرد مبتلا به شخصیت مرزی“ یا “رابطه عاطفی با افراد خودشیفته یا نارسیست” مراجعه کنید.
اختلالات شخصیت معمولاً با سایر مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، PTSD و اعتیاد به مواد همراه هستند. این همابتلاییها، شدت علائم را افزایش داده و روند درمان را پیچیدهتر میکنند.
الگوهای شخصیتی ناسازگار میتوانند منجر به رفتارهای تکانشی، عدم مسئولیتپذیری، حساسیت به انتقاد، یا فرار از فشارهای اجتماعی در محیط کار یا تحصیل شوند. نتیجه آن ممکن است بیکاری مزمن، اخراج، یا انزوای تحصیلی باشد.
در برخی اختلالات، بهویژه اختلال شخصیت مرزی یا خودتخریبی، رفتارهای خودآسیبزننده، افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی مشاهده میشود. این رفتارها معمولاً در پاسخ به طرد، استرس شدید یا احساس پوچی بروز میکنند.
در اختلالاتی مانند شخصیت ضداجتماعی، احتمال درگیر شدن در رفتارهای مجرمانه، خشونت، قانونگریزی، دروغگویی یا بیتفاوتی به حقوق دیگران بیشتر است. این افراد ممکن است سابقه بازداشت یا محکومیت داشته باشند.
اختلالات شخصیت صرفاً ویژگیهای “رفتاری متفاوت” نیستند، بلکه میتوانند زندگی فرد و اطرافیان را بهطور جدی مختل کنند. شناخت و درمان زودهنگام این اختلالات، میتواند از بروز بسیاری از این عوارض جلوگیری کند و کیفیت زندگی را بهطور چشمگیری بهبود بخشد.
اختلالات شخصیت الگوهای ناسازگار فکری و رفتاری هستند که از نوجوانی آغاز میشوند و بهمرور روابط، هیجانات و عملکرد فرد را مختل میکنند؛ این اختلالات زندگی فرد و اطرافیانش را با چالشها و مشکلات جدی روبهرو میسازند.
الف) مشکلات فردی در شخص مبتلا به اختلال شخصیت
فرد ممکن است روابطش را یا خیلی ایدهآل ببیند یا بهسرعت بیاعتماد شود. روابط او معمولاً پرتنش، ناپایدار و کوتاهمدتاند.
بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت، دچار خودپنداره منفی یا نوسان در هویت هستند؛ نمیدانند چه کسی هستند یا چه میخواهند.
پرخاشگری ناگهانی، قهرهای مکرر، مصرف مواد، ولخرجی یا روابط پرخطر از جمله رفتارهایی هستند که ممکن است بهطور مکرر دیده شوند.
افراط در نشان دادن احساسات، خشمهای شدید، اضطراب مداوم یا افسردگیهای مزمن از جمله چالشهایی هستند که فرد را دچار فرسودگی روانی میکنند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت، حتی اگر اطرافیان زیادی داشته باشند، ممکن است همچنان احساس انزوا و طردشدگی کنند.
ب) مشکلات زندگی با افراد دارای اختلال شخصیت
همزیستی با فردی که نوسانات خلقی شدید دارد یا دائماً در حال درگیری هیجانی است، میتواند اطرافیان را دچار اضطراب، خستگی و احساس ناتوانی کند.
نزدیکان ممکن است در یک لحظه مورد محبت شدید و لحظهای بعد طرد، خشم یا اتهام قرار بگیرند. این بیثباتی میتواند حس امنیت عاطفی را از بین ببرد.
گاهی اطرافیان تلاش میکنند تمام بار عاطفی، حمایتگری یا مراقبت را به دوش بکشند. این حالت میتواند آنها را دچار فرسودگی مراقبتی (caregiver burnout) کند.
نزدیکان فرد مبتلا به اختلال شخصیت ممکن است دچار اضطراب، افسردگی، مشکلات خواب یا اختلالات روانتنی شوند، بهویژه اگر حمایت یا آموزش کافی دریافت نکنند.
ممکن است به دلیل وجود علائم اختلال شخصیت، سوءتفاهمها، اختلافها و درگیریها در خانواده افزایش یابد. این اختلافات گاهی به حدی است که باعث جدایی یا فاصلهگیری عاطفی میشود.
ازدواج با فردی که دارای اختلال شخصیت است، مشکلات و چالشهای منحصر به فردی را به همراه دارد که میتواند زندگی مشترک را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه به بررسی مشکلات احتمالی ازدواج با فرد مبتلا به اختلال شخصیت پرداخته میشود. این مشکلات ممکن است در برخی روابط بسیار شدید بوده و در برخی دیگر اندک باشند. شناخت مشکلات احتمالی ازدواج با فرد مبتلا به اختلال شخصیت، میتواند به افراد کمک کند تا تصمیم منطقیتر و محتاطانهتری را برای زندگی خود بگیرند.
برخی از مشکلات شایعی که افراد در ازدواج و زندگی با فرد مبتلا به اختلال شخصیت تجربه میکنند شامل موارد زیر است:
ازدواج با فرد دارای اختلال شخصیت نیازمند آگاهی، صبر و حمایت حرفهای است. اگرچه عشق میتواند انگیزهبخش باشد، اما برای موفقیت در رابطه، هر دو طرف باید تمایل به رشد و تغییر داشته باشند. در موارد حاد، مشاوره قبل از ازدواج یا حتی جدایی ممکن است تنها راه حل باشد .
درمان اختلال شخصیت یکی از چالشبرانگیزترین حوزههای روانشناسی بالینی و روانپزشکی است که نیازمند برنامهریزی تخصصی، زمانبندی منظم و روشهای چندجانبه میباشد. هدف اصلی درمان اختلالات شخصیت، کاهش علائم، بهبود کیفیت زندگی و افزایش توانمندی فرد در برقراری روابط سالم و مدیریت هیجانات است.
درمان اختلالات شخصیت، برخلاف بسیاری از مشکلات روانشناختی موقتی، نیازمند رویکردی عمیق، ساختاریافته و طولانیمدت است. زیرا الگوهای رفتاری، هیجانی و فکری در این اختلالات پایدار و ریشهدار هستند. خوشبختانه امروزه روشهای مختلفی برای کمک به افراد مبتلا به اختلال شخصیت وجود دارد که بسته به نوع اختلال و نیازهای هر فرد، میتوان از آنها بهره گرفت.
رواندرمانی یا سایکوتراپی که به اختصار به آن تراپی هم گفته میشود، مؤثرترین و اساسیترین روش درمان اختلالات شخصیت است. این درمان به فرد کمک میکند تا الگوهای ناسازگار فکری و رفتاری خود را شناسایی، پردازش و تغییر دهد. رواندرمانی بسته به رویکرد مورد استفاده، میتواند ساختار جلسات، اهداف و عمق متفاوتی داشته باشد. برخی از انواع رواندرمانی اختلالات شخصیت شامل رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، طرحوارهدرمانی و رواندرمانی متمرکز برانتقال (TFP) است.
اگرچه داروها برای درمان خود اختلال شخصیت استفاده نمیشوند، اما در بسیاری از موارد برای کاهش علائم همراه مانند افسردگی، اضطراب، تحریکپذیری یا اختلال خواب به کار میروند. داروهایی مانند ضدافسردگیها، تثبیتکنندههای خلق، ضدجنونها و گاه ضداضطرابها توسط روانپزشک تجویز میشوند.
درمان ترکیبی به معنای استفاده همزمان از رواندرمانی تخصصی و دارو درمانی هدفمند است و یکی از رویکردهای مؤثر و کاربردی در مدیریت اختلالات شخصیت به شمار میرود. در بسیاری از موارد، بهویژه در اختلالات شخصیت شدید، ناپایدار یا دارای علائم همراه مانند افسردگی، اضطراب، یا رفتارهای خودآسیبزننده، رویکرد ترکیبی میتواند اثرگذاری درمان را افزایش دهد.
در برخی از انواع اختلالات شخصیت مانند اختلال شخصیت مرزی، وابسته یا ضداجتماعی، شرکت در جلسات گروهدرمانی یا دریافت حمایت از طریق مشاوره خانواده و خانوادهدرمانی میتواند در بهبود مهارتهای ارتباطی و کاهش تنشهای بینفردی بسیار مؤثر باشد.
همانگونه که گفته شد، درمان اصلی اختلالات شخصیت؛ رواندرمانی است. برای درمان اختلالات شخصیت باید از روشهای رواندرمانی ساختارمند و تخصصی استفاده کرد که بتوانند موجب تغییر در الگوهای رفتاری و ناسازگارانه فرد شوند. انتخاب نوع درمان بر اساس نوع اختلال، شدت علائم، میزان بینش فرد، و هدفگذاری درمان صورت میگیرد. در ادامه به انواعی از بهترین و موثرترین روشهای رواندرمانی اختلال شخصیت اشاره شده است.
الف) رواندرمانیهای مبتنی بر شواهد: بهترین روش درمان اختلال شخصیت
روشهای رواندرمانی مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Therapies) یا روشهای علمی درمان اختلات شخصیت شامل برخی از جدیدترین رویکردهای رواندرمانی هستند که اثربخشی آنها توسط مطالعات گسترده بالینی بررسی شده و به صورت علمی تأیید شده است. در ادامه به موثرترین و جدیدترین روشهای درمان اختلالات شخصیت اشاره شده است:
درمان دیالکتیکی رفتاری یا DBT ویژه اختلال شخصیت مرزی طراحی شده و شامل آموزش مهارتهایی مانند تنظیم هیجان، ذهنآگاهی، تحمل پریشانی و بهبود روابط بینفردی است. این روش ساختارمند بوده و در کاهش رفتارهای آسیبزننده، خودزنی و نوسانات هیجانی بسیار مؤثر عمل کرده است.
طرحوارهدرمانی یا اسکیماتراپی ترکیبی از درمان شناختی رفتاری (CBT)، روانتحلیلی و درمانهای تجربی است. طرحوارهدرمانی برای درمان الگوهای ناسازگار عمیق شکلگرفته در کودکی (طرحوارهها) کاربرد دارد. در درمان اختلالات شخصیت پایدار مانند شخصیت مرزی، اجتنابی، خودشیفته و اسکیزویید بسیار مؤثر است. این درمان به بازسازی سبک دلبستگی و تنظیم هیجان در بیماران کمک میکند.
درمان مبتنی بر ذهنیسازی (MBT) روشی برای تقویت توانایی فرد در درک حالتهای ذهنی خود و دیگران، بهویژه در موقعیتهای بینفردی است. این روش درمانی برای درمان اختلالات شخصیت مرزی و اختلالات با ضعف در درک هیجانی و همدلی کاربرد دارد.
درمان متمرکز بر انتقال (TFP) یک درمان روانپویشی ساختارمند است که به بررسی و تحلیل الگوهای ناخودآگاه روابط بین مراجع و درمانگر (تحلیل انتقال) میپردازد. این درمان در بهبود ثبات هیجانی، هویت و روابط پایدار مؤثر است و بهویژه برای درمان علائم شخصیت مرزی، شخصیت خودشیفته و شخصیت ضد اجتماعی توصیه میشود.
در درمان شناختی رفتاری یا سی بی تی (CBT)، فرد یاد میگیرد افکار ناکارآمد و رفتارهای ناسازگارانه خود را شناسایی و اصلاح کند. این روش درمانی در درمان اختلالاتی مانند شخصیت وابسته، شخصیت وسواسی، شخصیت اجتنابی و شخصیت پارانوئید کاربرد فراوان دارد. CBT معمولاً با مداخلات رفتاری، تمرینهای بین جلسات و آموزش مهارتهای حل مسئله همراه است.
ب) رویکردهای مکمل، ترکیبی و نوظهور در درمان اختلالات شخصیت
در مورد اثربخشی رویکردهای رواندرمانی ترکیبی و نوظهور (Integrative and Emerging Therapies) در درمان اختلالات شخصیت، شواهد پژوهشی کمتری نسبت به روشهای بالا وجود دارد، اما این روشها در کار بالینی توسط بسیاری از درمانگران موفقیتآمیز گزارش شدهاند. در ادامه به برخی از این رویکردهای رواندرمانی اشاره شده است.
درمان مبتنی بر شفقت (CFT) یا شفقتدرمانی بر تقویت خودشفقتی، کاهش انتقاد درونی و پذیرش خود تمرکز دارد. این روش برای افراد دارای اختلالات شخصیت که از حس شرم، خودکمبینی و طردشدگی (مانند شخصیت اجتنابی یا وابسته) رنج میبرند، بسیار مفید است.
رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت (ISTDP) رویکردی متمرکز بر کشف هیجانات سرکوبشده، تعارضات درونی و بازسازی پاسخهای هیجانی است. این روش درمانی معمولاً برای درمان اختلالات شخصیت با عمق هیجانی بالا (مثل شخصیت مرزی یا نمایشی) استفاده میشود.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا اکت (ACT) با تمرکز بر پذیرش هیجانها، افزایش انعطافپذیری روانشناختی و تعهد به ارزشها در برخی اختلالات شخصیت کاربرد دارد، بهویژه برای افرادی که دچار اجتناب هیجانی و درگیری در افکار نشخواری هستند.
درمان تحلیل رفتاری شناختی (CBASP) یک روش رواندرمانی ساختارمند است که بهطور خاص برای درمان افسردگی مزمن و اختلالات شخصیت همراه با ویژگیهای درونگرایانه، کنارهگیر یا آسیبدیده از روابط اولیه (مانند شخصیت اجتنابی یا اسکیزوئید) طراحی شده است. این درمان، تلفیقی از رویکردهای شناختی، بینفردی و یادگیری رفتاری است.
درمان تحلیلرفتاری شناختی بر این فرض استوار است که بسیاری از افراد دچار اختلالات پایدار، در اثر تجربههای بینفردی منفی در دوران کودکی، دچار قطع ارتباط با پیامدهای رفتاری خود شدهاند. به بیان دیگر، آنها درک روشنی از این ندارند که چگونه رفتارشان بر دیگران اثر میگذارد و برعکس.
نکته مهم: درمان اختلالات شخصیت باید متناسب با نوع اختلال، شدت علائم، و نیازهای روانشناختی هر فرد انتخاب شود. برای درمان اختلالات شخصیت، روشهای رواندرمانی مبتنی بر شواهد مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی یا DBT، طرحوارهدرمانی،MBT و CBT در اولویت قرار دارند، اما رویکردهای نوظهور مانند شفقتدرمانی یا ACT نیز میتوانند در ترکیب با درمان اصلی به بهبود روند درمان کمک کنند. مهمترین اصل در موفقیت درمان، پایداری در روند درمان، ایجاد رابطه درمانی ایمن و انتخاب درمانگر متخصص در اختلالات شخصیت است.
درمان اختلالات شخصیت نیاز به تخصص، تجربه و مهارتهای ویژه درمانگر دارد. برخلاف بسیاری از مشکلات روانی کوتاهمدت، اختلالات شخصیت معمولاً ریشهدار، پیچیده و عمیق هستند؛ بنابراین انتخاب یک تراپیست متخصص و آشنا با این اختلالات، نقشی حیاتی در موفقیت درمان دارد.
به دلیل ماهیت پیچیده اختلال شخصیت، انتخاب درست تراپیست، اولین و مهمترین گام در مسیر درمان است. با انتخاب رواندرمانگری باتجربه، آموزشدیده و همدل، شانس موفقیت در تغییر الگوهای شخصیتی مخرب بهطور چشمگیری افزایش مییابد. در ادامه به برخی از مهمترین ویژگیهای تراپیست و روانشناس متخصص درمان اختلال شخصیت پرداخته شده است.
مهمترین شرط، روانشناس بالینی یا روانپزشک بودن درمانگر است. روانشناسان بالینی و برخی روانپزشکان آموزش دیدهاند تا اختلالات پیچیده مانند اختلالات شخصیت را به دقت تشخیص داده و برای آن درمان اصولی و بلندمدت ارائه دهند. آنها اغلب با ملاکهای تشخیصیDSM ، ابزارهای ارزیابی روانشناختی و رویکردهای تخصصی آشنایی کامل دارند.
درمانگر باید درک عمیقی از انواع اختلالات شخصیت (مثل مرزی، خودشیفته، اجتنابی، ضداجتماعی و…) داشته باشد و با رویکردهای درمانی مؤثر و مبتنی بر شواهد آشنا باشد.
داشتن تجربه کاری در مواجهه با بیماران دارای اختلال شخصیت بسیار مهم است، زیرا این درمانها نیاز به صبر، مهارت در مدیریت بحران، و شناخت ظرایف ارتباطی دارند.
رواندرمانگر باید با روشهای رواندرمانی مبتنی بر شواهد و علمی در درمان اختلال شخصیت آشنایی داشته و در آنها تخصص داشته باشد. این روشهای رواندرمانی شامل طرحوارهدرمانی، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، درمان مبتنی بر ذهنیسازی (MBT) و درمان متمرکز بر انتقال (TFP) است.
برای بسیاری از افراد با اختلال شخصیت، اعتماد دشوار است. تراپیست باید بتواند فضایی امن، همدلانه و بدون قضاوت ایجاد کند تا فرآیند درمانی ادامهدار باشد.
مراجعان دارای اختلال شخصیت ممکن است دچار نوسانات هیجانی، خشم، وابستگی یا ترس از طرد شوند. یک تراپیست ماهر باید بتواند این وضعیتها را مدیریت کند و همچنان رابطهای حرفهای و حمایتگرانه حفظ نماید.
نکته مهم: قبل از شروع درمان، از تراپیست خود بپرسید که آیا در درمان اختلالات شخصیت آموزش دیده و تجربه کاری دارد یا خیر. همچنین در جلسه اول، صادقانه احساس خود نسبت به ارتباط با او را ارزیابی کنید.
درمان اختلالات شخصیت، فرآیندی پیچیده و تدریجی است و موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد. در این بخش، به مهمترین عواملی که میتوانند بر روند و نتیجه درمان تأثیر بگذارند، اشاره میکنیم:
پاسخ به درمان در میان انواع اختلال شخصیت متفاوت است. برای مثال، اختلال شخصیت مرزی معمولاً با رواندرمانی مناسب (بهویژهDBT ) بهبود نسبی خوبی دارد، در حالی که اختلالات شخصیت خوشه A (مثل شخصیت اسکیزوئید یا پارانوئید) و اختلال شخصیت ضد اجتماعی معمولاً نسبت به درمان مقاومترند.
2. شدت علائم و میزان مزمن بودن مشکل
افرادی که سالها با الگوهای رفتاری ناسازگار زندگی کردهاند، معمولاً به زمان بیشتری برای تغییر نیاز دارند. شدت علائم، گستره تأثیر آنها در زندگی فرد، و پایداری آنها نقش کلیدی در تعیین مسیر درمان دارند.
3.بینش و انگیزه فرد برای درمان
بینش (insight) مناسب و آگاهی فرد از مشکل خود و تمایل برای تغییر رفتاری، عاملی تعیینکننده در پیشرفت درمان است. افرادی که از روی اجبار به درمان مراجعه میکنند (مثلاً به دلیل فشار اطرافیان)، معمولاً نتایج ضعیفتری نسبت به افراد با انگیزه درونی نشان میدهند.
4. وجود همابتلایی و اختلالات همراه
در بسیاری از موارد، اختلالات شخصیت همراه با مشکلات دیگری مانند افسردگی، اضطراب، سوءمصرف مواد یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دیده میشوند. وجود این اختلالات میتواند روند درمان را پیچیدهتر و کندتر کند، مگر آنکه بطور همزمان درمان و مدیریت شوند.
5. نوع و کیفیت رواندرمانی
رویکرد درمانی مورد استفاده (مثل رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان شناختی رفتاری، طرحوارهدرمانی، رواندرمانی تحلیلی و غیره) باید با نوع اختلال و ویژگیهای فردی مراجع هماهنگ باشد. همچنین کیفیت ارتباط درمانی بین درمانگر و مراجع، میزان اعتماد، همدلی و تداوم جلسات از عوامل مهم در اثربخشی درمان هستند.
6. حمایت اجتماعی و خانوادگی
افرادی که از حمایت خانواده، دوستان یا گروهدرمانی برخوردارند، معمولاً بهتر با چالشهای درمان کنار میآیند. در مقابل، انزوای اجتماعی یا روابط آسیبزا میتواند روند بهبودی را مختل کند.
انتخاب بهترین روش درمانی بسته به نوع اختلال شخصیت، شرایط فرد و همکاری بیمار متفاوت است. اغلب ترکیب چند روش به صورت همزمان یا متوالی میتواند بهترین نتیجه را به دنبال داشته باشد.
درمان اختلال شخصیت برخلاف بسیاری از اختلالات روانی، نیازمند صبر، تعهد و رابطه درمانی مستمر است. در ادامه، به نکاتی کلیدی برای موفقیت در این مسیر اشاره شده است:
با گسترش فناوریهای دیجیتال، تراپی آنلاین به یکی از روشهای پرطرفدار و قابلدسترس برای درمان اختلالات روانی از جمله اختلالات شخصیت تبدیل شده است. اختلالات شخصیت، شامل الگوهای پایدار و ناسازگار فکری، هیجانی و رفتاری هستند که بر روابط، کارکرد اجتماعی و احساس هویت فرد تأثیر منفی میگذارند. اما آیا این اختلالات را میتوان بهصورت آنلاین درمان کرد؟ پاسخ این است که؛ “بله، با رعایت اصول و استفاده از رویکردهای درست، تراپی آنلاین میتواند در درمان اختلال شخصیت اثربخش باشد”.
با گسترش فناوریهای ارتباطی و افزایش تعداد ایرانیان مهاجر در سراسر جهان، درمان و مشاوره روانشناسی به صورت آنلاین به یک راهکار مؤثر، قابل دسترس و محبوب تبدیل شده است. به ویژه برای افرادی که با اختلال شخصیت دست و پنجه نرم میکنند، این روش مزایای خاصی دارد.
افرادی که در شهرهای کوچک، خارج از کشور یا مناطق دوردست زندگی میکنند، از طریق مشاوره و تراپی آنلاین میتوانند به تراپیست متخصص اختلالات شخصیت دسترسی داشته باشند.
بسیاری از افراد دارای اختلال شخصیت اجتنابی، پارانوئید یا مرزی ممکن است در محیطهای حضوری احساس تهدید یا اضطراب کنند. درمان آنلاین فضای امنتری برای شروع ارتباط درمانی فراهم میکند.
با امکان رزرو جلسات در ساعات مختلف و حذف زمان رفتوآمد، مراجعان راحتتر میتوانند جلسات را ادامه دهند، که برای اختلالاتی مانند شخصیت وابسته یا وسواسی بسیار کمککننده است.
درمان اختلال شخصیت نیازمند جلسات منظم و پیوسته است. مشاوره و تراپی آنلاین این امکان را فراهم میکند که حتی در سفر یا شرایط خاص نیز جلسات قطع نشوند.
تراپی آنلاین یک فرصت طلایی برای ایرانیان خارج از کشور است تا بدون محدودیت جغرافیایی و با حفظ زبان و فرهنگ خود، به درمان اختلال شخصیت و دیگر مشکلات روانی بپردازند. با انتخاب روانشناسان متخصص و تراپیست آشنا به فرهنگ ایرانی، میتوان بهترین نتیجه درمانی را به دست آورد.
بسیاری از رویکردهای رواندرمانی مؤثر در درمان اختلالات شخصیت بهصورت آنلاین قابل اجرا هستند، از جمله این روشهای رواندرمانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
همچنین برای پایش علائم، انجام تمرینهای بین جلسه، و استفاده از تستهای شخصیت میتوان از ابزارهای دیجیتال و فرمهای تعاملی استفاده کرد.
شروع مسیر درمان اختلال شخصیت، نیازمند یک ارزیابی دقیق و برنامهریزی تخصصی است. این مرحله پایه و اساس موفقیت درمان است و باید با دقت انجام شود. مراحل شروع درمان اختلال شخصیت شامل گامهای زیر است:
نخستین و مهمترین گام درمان، پذیرش وجود الگوهای ناسازگار فکری، رفتاری یا هیجانی است. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت در ابتدا دچار انکار یا سرزنش بیرونی هستند. درمان از زمانی آغاز میشود که فرد آمادگی پذیرش مسئولیت تغییر را داشته باشد.
با استفاده از مصاحبه بالینی، تستهای روانشناختی (مانند MMPI، SCID،SAPAS و …) بررسی تاریخچه فردی و خانوادگی، نوع اختلال شخصیت مشخص میشود. تشخیص دقیق، پایه اصلی مسیر درمان مؤثر است.
درمان اختلالات شخصیت نیاز به اعتماد، ثبات و رابطه درمانی قوی دارد. رواندرمانگر باید فضای امنی ایجاد کند که در آن فرد بتواند هیجانات شدید، ترسها و تعارضهای درونیاش را بدون قضاوت ابراز کند.
بسته به نوع اختلال، شدت علائم و ویژگیهای فرد، بهتر است یک یا ترکیبی از روشهای درمانی زیر انتخاب شوند. اثربخشی این درمانها برای اختلال شخصیت تایدد شده است:
فرد در جلسات درمانی میآموزد چگونه با احساسات شدید، تکانشگری، خشم، ترس از طرد یا وابستگی شدید مقابله کند و روابط سالمتری بسازد.
درمان اختلالات شخصیت معمولاً بلندمدت است و نیاز به پایش مستمر، آموزش خودیاری، مشارکت خانواده و در برخی موارد، درمان دارویی مکمل دارد.
درمان اختلال شخصیت یک مسیر چالشبرانگیز و نیازمند صبر، تعهد و حمایت مستمر است، اما امکان تغییر و بهبود واقعی وجود دارد. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت با دریافت درمان تخصصی، توانستهاند زندگی سالمتر، رضایتبخشتر و پربارتری را تجربه کنند. داستانهای موفقیت فراوانی وجود دارد که نشان میدهد با همدلی، پشتکار و همراهی درمانگر، میتوان از چرخه مشکلات روانی خارج شد و به تعادل روانی دست یافت. این تجربهها نه تنها امیدبخش است، بلکه الگوی عملی برای کسانی است که در آغاز مسیر درمان هستند.
اگر فکر میکنید ممکن است علائم اختلال شخصیت را داشته باشید یا با فردی درگیر این مشکل در رابطه هستید، همین حالا برای دریافت مشاوره تخصصی اقدام کنید. شروع زودهنگام درمان، کلید بهبود و افزایش کیفیت زندگی است. با یک جلسه مشاوره میتوانید مسیر درست را انتخاب کنید و حمایت لازم را دریافت نمایید.
اگر آمادهاید زندگی خود را با درمان تخصصی اختلال شخصیت متحول کنید، فرصت را از دست ندهید و همین حالا برای رزرو نوبت تراپی با دکتر مژگان لطفی اقدام کنید. امروز بهترین زمان است!
رزرو نوبت تراپیاختلال شخصیت الگوهای پایدار و ناسازگار در رفتار، تفکر و روابط است که از اوایل بزرگسالی شروع میشود. تشخیص توسط روانشناس بالینی یا روانپزشک با ارزیابی دقیق انجام میشود.
اختلال شخصیت یک اختلال مزمن و پایدار است، اما با درمانهای تخصصی و مستمر میتوان علائم را به طور قابل توجهی کاهش داد و کیفیت زندگی را بهبود بخشید. درمان کامل ممکن است زمانبر باشد و نیازمند تعهد و همکاری فرد است.
اختلالات شخصیت اغلب به عنوان مشکلات مزمن روانی شناخته میشوند که از دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع شده و الگوهای رفتاری و هیجانی آنها در طول زمان پایدار باقی میماند. برخلاف بسیاری از اختلالات روانی که ممکن است به صورت دورهای بروز کنند، اختلال شخصیت معمولاً ساختار اصلی شخصیت فرد را شکل میدهد و بدون درمان، این الگوها ممکن است سالها یا حتی تمام عمر باقی بمانند.
اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت مرزی (نوع شدید) معمولاً به دلیل رفتارهای تکانشی، پرخاشگری و احتمال خودآزاری یا آسیب به دیگران از نظر بالینی خطرناکتر شناخته میشوند. با این حال شدت و خطر بستگی به فرد و شرایط دارد.
دارو به تنهایی درمان اختلال شخصیت نیست بلکه برای کنترل علائم همراه مانند اضطراب، افسردگی یا نوسانات خلقی استفاده میشود. رواندرمانی پایه اصلی درمان است و دارو به عنوان مکمل کاربرد دارد.
زمان اثرگذاری درمان بسته به نوع اختلال شخصیت، روش درمانی و همکاری فرد متفاوت است. معمولاً رواندرمانی چند ماه تا چند سال زمان میبرد تا تغییرات پایدار ایجاد شود.
بطورکلی، اگر فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی یا خودشیفته شدید است و هیچ تمایلی به تغییر ندارد، ازدواج با وی میتواند چالشبرانگیز باشد. در مواردی که خشونت یا سوءاستفاده عاطفی وجود دارد، حفظ رابطه ممکن است به قیمت آسیب روانی همسر تمام شود.
رواندرمانیهای تخصصی مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری (CBT) موثرترین روشهای درمان انواع اختلال شخصیت هستند.
اختلال شخصیت معمولا در بزرگسالی تشخیص داده میشود، اما علائم اولیه ممکن است در سنین نوجوانی هم ظاهر شود.
بله، تراپی آنلاین با روانشناسان متخصص و آشنا به فرهنگ فرد میتواند در درمان انواع اختلال شخصیت بسیار مؤثر و کمک کننده باشد. به ویژه اگر تراپیست از رویکردهای درمانی استفاده کند که اثربخشی آنها بصورت آنلاین نیز تایید شدهاند.